X
تبلیغات
رادیو صدای حقیقت

رادیو صدای حقیقت

رادیو صدای حقیقت

ولایت سمنگان

                                    sadeyhaqiqat

            صدای حقیقت    

 

    ولایت سمنگان

سمنگان يكي از ولايات كهن و باستاني كشور عزيز ما أفغانستان بوده مركز آن شهر شاداب وسر سبز ايبك ميباشد . كه ارتفاع آن از سطح بحر بيش از هزار متر است . اين منطقه خيلي ها حاصلخيز بوده ، حبوبات و ميوه هاي فراوان دارد . آب و هواي ايبك شهرت زياد داشته چنانچه گفته اند : آب ايبك ، نان ايبك ، خواب ايبك .

سمنگان در امتداد شاهراه كابل - حيرتان بين بغلان وبلخ در يك منطقه مهم كشور عزيز ما واقع شده كه در اثر كشف شواهد و آثار تاريخي اهميت خاصي پيدا كرده است چناچه در پايه حفريات و تحقيقات دكتر كارنتون مؤرخ و باستان شناس أمريكائي در غار قره كمر كه در كوه هاي مجاور ايبك واقع شده ، در حوالي 30-50 هزار سال قبل از ميلاد شيكاري هاي همين منطقه سپري مينموده اند و به حيث يكي از كانون هاي زندگاني مردمان عصر حجر در أفغانستان شناخته شده و آثاري از قبيل سنگهاي چقماقي، استخوان حيوانات و خاكستر ذغال بدست آمده است و كشف آتشگاه سرخ كوتل و آثار بدست آمده از آن مجاورت شرقي سمنگان ، روشني جديدي به سمنگان عصر كوشاني ها در قرن أوليه مسيحي به تمام اين مناطق مي أندازد .

 

رباطك منطقه ديگري از سمنگان كه در عصر كوشاني ها آباده بوده ، آثار مسكوكات بدست آمده از رباطك شاهد اين مدعاست همين قسم در داخل درهء معروف به زندان سموج هائي مشاهده ميشود كه نشان دهنده آباداني زياد بوده است .

نقطه ديگري بنام هزار سُم كه اهميت خاص تاريخي زياد دارد به عقيده ايطاليائي ها راه تجارت بوده و به دو طرف هندوكش كاروانها رفت و آمد مي كرده و تنگي تاشقرغان داراي دروازه ئي بوده و راه عمومي از تنگي ايبك و دره زندان گذشته به استقامت باميان و كابل كاروانها حركت ميكردند و أيبك داراي كاروانسرا هائي نيز بوده كه به مرور زمان از بين رفته است. از آنچه گفته شد سمنگان از دوره هاي قديم حجر به اين طرف در ادوار قبل از تاريخ و در دوره هاي إسلامي هميشه مراكز زندگاني بوده ، پس معلوم ميشود كه از نظر تاريخي و جغرافيائي موقعيت مهمي داشته و دارد .

همچنان چيز مهمي كه از نظر تاريخي باعث شهرت سمنگان شده ستوپه ئي است بزرگ ، از يك پارچه سنگ كه در مجاورت خود معادلي هم داشته و در داخل بدنه كوه بچه يا تپه حفر شده كه در عرف بنام تخت رستم ياد ميشود حال آنكه يكي از معابد بسيار مهم باختر قديم در همين ايبك ميباشد و يكي از عجايب معماري عصر بودائي أفغانستان قديم است حفريه نامبرده بزرگ و مجلل با دهليز ها واتاق ها و ملحقات ديگر به مراتب از ستوپه سنگي عجيب تر است كه يقيناً تعداد زيادي زوار از كشور هاي مختلف در اينجا مي آمده و خانه هاي كنده شده كه در حدود العالم ذكر يافته ، عبارت از همين اتاق ها و حجره هاي معبد است و به تعبير ديگر آنها را بتخانه خوانده اند كه به معناي لغوي همان بودا را گويند و خانه بودا در حقيقت همان اتاقها وحجره هائي است كه در كدام آن يك يا چندين مجسمهء بودا همراه با نقاشي و هيكل تراشي ، تراش يا ساخته شده اند كه خود نشان دهندهء هنر مجسمه سازي و هيكل تراشي آن عصر ميباشد.

سمنگان بزرگترين أدباء ، فضلاء و شعراء را در دامان خود پرورده است . پسته و بادام سمنگان معروف بوده و در كوه هاي آن زيره ، هنگ و ديگر گياهان داروئي به كثرت يافت ميشود . ذغال سنگ درهء صوف ولايت سمنگان از نظر نوعيت بهترين و عاليترين كيفيت را دارا ميباشد و از نگاه زراعت گندم بنام گُدام أفغانستان مشهور است . در حدود العالم من المشرق الى المغرب ، معجم البلدان ياقوت الحموي ، شاهنامه شهكار بزرگ فردوسي طوسي وديگر مآخذ معتبر از سمنگان به مراتب نامبرده شده است داستان رستم با تهمينه دختر شاه سمنگان و نبرد رستم با سهراب از تراژدي ترين داستانهاي شاهنامه به همگان معروف است . اين بود مختصر معلومات درباره سمنگان . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 22:16  توسط امین الله ( قیومی )  | 

                                           sadeyhaqiqat

            صدای حقیقت    

 

امین الله قیومی فرزند محمد قیوم درسال .....۱۳۶۰... به قریه آچمیلی چشم به جهان گشود . امین الله قیومی درهفت سالگی شامل مکتب شد به دوازده سالگی بعداز وقت مکتب کم کم به پدرش به اسیاب کمک می کرد پدرش شغل آسیابانی را داشت . در سیزده سالگی اش به مکتب لیسه ایبک از قریه به شهر آمد .پدر ومادراش بسیار آرزو داشت باید به او زن بگرد. امین به پانزده سالکی به یک دختر دهاتی ازدواج کرد او دختر را گاهی وقت ندیده بود بعداز یک سال از ازدواج اش. در زمان حکومت طالبان به پاکستان مهاجر شد در آن جاه امین سه سال را به پشت سر گذشتاند. امین در شهر گرم و سوزان پشاور دریک رستورانت چند وقت به نان خود کار می کرد . بعداز چند وقت دید ازاین کار چیزی ساخته نمیشود . فکر کرد که باید با یکی از شرکتهای قالین بافی برود و قالین بافی را یاد بگرد . بعداز چند مدت با یکی ازشرکت ها رفت به مدت چهار ماه امین قالین بافی را یاد گرفت . البته به تشویق منشی شرکت امین سه برادرخود را به شهر پشاوربخاطر یادگرفتن قالین بافی نزد خود خواست .امین دربخشهای هنر بسیار علاقه فراوانی نیز هم دارد. بعداز شکست حکمت طالبان همراه با سه برا

درش دوباره به وطن زیبا نزد پدر ومادر مهربانش برگشت بعداز چند مدت امین دوباره به کارهای روز مره پدرش کمک میکرد . زیاتر کار آسیاب را پیش میبرد. تا نوقت های شب امین با پدرش درآنجاه کار میکرد . بعضی اوقات خسته میشد یک تبله هم همرا با خود داشت آنرا مینواخت مکر پدرش ازاین کار ها ی هنری امین راضی نبود . امین بسیار زیاد هنر موسیقی را هم دوست داشت کگر پدرش مانع هنر موسیقی اش میشد چندین بار پدرش حالات موسیقی را شکستانده نزد امین پدر ومادر مقدس وهنر هم نزدش مقدس بود امین هیرت مانده بود . امین از هنر موسیقی گذشت رو بطرف هنری

رسامی کرد . به مدت بسیار کم هنر رسامی را نزد خود آموخت . دربین دولت ومردم بسیار مشهور شد به یک رسام موفق بعداز چندمدت از وزارت اطلاعات وفرهنگ یک تقدیر نامه بدست آورد. یک شب امین آسیا به عوض پدرش رفت درآنجاه بتنهای خود دوآسیا را بکار میانداخت درقریه بنام کارگر مشهورو دایم مصروف کاربود .امین به یک اوتاق بسیار قدیمی زنده گی میکرد به هرکار دست باز و کم کم به رادیو سازی علاقه داشت میخواست باید یک انجنیررادیوسازی باشد . امین نیز ازطرف پدرش در بخش هنر رسامی مانع شد. شروع بکارهای تخنیکی رادیو کرد درقریه شان رادیو هرکس خراب میشد نزد امین به ترمیم میآورد درین کارهم بسیار مشهور دربین مردم قریه شد . امین یک روز فکر کرد که باید یک فرسند رادیو اف ام بسازد وپول نداشت کار فرسنده کند توان و قدرت خرید سامان آلات رادیو را نداشت . رادیوهای بعضی ازمردم خراب میشد بنزدامین میآورد وبادی خالی آنرا به صاحبش مسترت میکرد .

بیاید ازنوشته های خود امین را بخوانیم

رادیوهای بعضی ازمردم قریه خراب میشد بترمیم ان به نزد من میآودند قابل ترمیم میشد ترمیم میگردم واگر نمیبود سامانهای مورد ضرورت خود را ازآن رادیو میگرفتم . یک روز یک سامان رادیو بکارشد پول نداشتم ازبازار خریداری کنم پدرم یک تیپ به خانه آورده بود دیدم خانه کسی نیست دفتن تیپ را بازکرده سامان های مورد ضرورت خودرا گرفتم دیدم که فرسنده خودساز کمی نتیجه داد . بعداز دو روز پدرم پرسید تیپ را چه کردی امین ؟ مه گفتم پدرجان سامان اش را مه گرفتم میخایم که یک استشن رادیوبسازم . گفت تو استشن رادیو، غال مغال کرد . برایم گفت ازین بعد ترا بخانه نبینم ذود ازخانه خارج شو ، بلآخره ازخانه رفتم به یک قریه دیگربمدت شش ماه درآنجا زندگی کردم بمدت شش ماه روزانه کارگری میکردم وازطرف شب کارهای تخنیکی خودرا میکردم . بلاخره یک استشن رادیو اف ام ساختم دوحویلی را تحت پوشش قرار گرفت هر شب بسیار به ذوق علاقمندی کارمیکردم بمدت سه ماه موفق به این شدم که یک قریه را تحت پوشش قرار دادم . ازاین کارمه ریئس اطلاعات وفرهنگ ولایت سمنگان خبر شد به دیدن استشن آمد ودید تشویق خالی کرد و بس . بمدت سه ماه دیگر هژده قریه ایبک را استشن ساخت خود قرارگرفت ، بعداز شش ماه دوباره به قریه خود ما نزد پدرومادر خود آمدم . درقریه آچمیلی نشرات خود را شروع کردم در ضمن نشرات رادیو قالین باقی هم میکردم ، شانزده ساعت نشرات داشتم وبرق آنرا از بطری میگرفتم مه دراین بخش تخنیک تنها رادیو نساختم 1 رادیو 2 کشتی توسط زغال سنگ حرکت میکرد 3 طیاره گک بسیار کوچک وغیره ... مشاویق اصلی مه آقای عبدالحق شفق والی اسبق سمنگان بود بسیارتشویق میکرد. بعداز چندین وقت سید مخدوم رحین وزیر وزارت اطلاعات وفرهنگ مرا به کابل خواست . بسیار تشویق کرد مگر پنج هزار افغانی تشویقی برایم داد درکابل چهارده روز درآنجا ماندم . بعداز 14 روز دوباره سمنگان آمدم بلاخره بعداز چند وقت درکابل دفتر انترنیوز را پیداکردم بار اول مجیب خلودگر را دیدم خود را معرفی کردم بسیار مرا تشویق کرد همین بایس شدکه رادیو صدای حقیقت درولایت سمنگان ایجادشد . رادیوصدای حقیقت مدت دوسال وهشت میشود به شهر ایبک فعالیت دارد. کارمندان رسمی رادیو هشت نقر وغیر رسمی شش نفر . کارمندان رادیوصدای حقیقت ترننگ دیده ی دفتر ( نی ) حمایت کننده رسانه های آزاد درافغانستان دربخش های مختلف تشکر ازدفتر نی

قسمت دوم داستان امین الله قیومی

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 0:50  توسط امین الله ( قیومی )  | 

هنرمندان افغانی

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 23:39  توسط امین الله ( قیومی )  | 

                                           sadeyhaqiqat

            صدای حقیقت    

اشعار از زنان افغانستان

اين کتاب مجموعه مقاله هايی است که نخست در مجلۀ آريانا ی کابل به چاپ رسيده و بعداً با افزودن مقاله هايی ديگر به صورت کتاب درآمده است.

در پيشگفتار کتاب تحت عنوان "خوبان پارسی گو" به موقعيت زن شرقی، به ويژه زن افغانی طی قرون اشاره رفته است: در سرزمين افغانستان "نصف جمعيت زنان هستند که هيچ گاه نتوانسته اند آزادی سخن داشته باشند و تمام قريحه های زيبايشان نشکفته، پرپر شده است. گوهر شعر و ديگر استعدادهای هنری زنان در جامعه های فارسی زبان، از رابعۀ بلخی و مهستی گرفته تا قرة العين و فروغ فرخ زاد، همه همه در تنگنای تعصبات کم بينی و کوته فکری جامعه پژمرده و پايمال شده است."

گردآورنده در مقدمۀ کتاب نوشته است: "در همه دوره های تاريخ ادبيات فارسی می توان به نام زنان شاعر برخورد، ولی عدۀ آنها نسبت به تعداد شعرا کمتر است و اشعارشان اکثراً از بين رفته است. همچنين شرح حال اين شاعران کمتر در دست بوده؛ بعضاً حتی عصر و مولد آنها هم معلوم نيست... اين امر زاده و نتيجۀ موقعيت زبون و پست زن ها در جامعۀ مشرق زمين می باشد." و اندکی دورتر می افزايد: "زنان مسلمان پرده نشين بودند و حتی نام و آثار ايشان اجازۀ خروج از پس پرده را نداشت. اگر به تخلص های شاعران نظری بياندازيم، می بينيم که اکثر آنها به پرده نشينی و مستوری خود اشاره نموده اند

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 4:11  توسط امین الله ( قیومی )  | 

Marijuana Bushes, Near Hopar Glacier, Hunza, Pakistan Photographic Print by Jane Sweeney

People Feeding Famous White Pigeons at Shrine of Hazrat Ali, Mazar-I-Sharif, Afghanistan Photographic Print by Jane SweeneyDyed Wool Drying on Roof of Bazaar, Esfahan, Iran Photographic Print by Jane Sweeney

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 0:52  توسط امین الله ( قیومی )  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 0:27  توسط امین الله ( قیومی )  | 

قدیمی ترین رد پای انسان در روی زمین به تازه گی کشف شد:

این کشف می تواند پنجره یی برای شناسایی دوران های بسیار دور باشد. دیرینه شناسانی که دراین مورد مطالعه و پژوهش دارند می گویند که این رد پاها متعلق به صدها انسانی است که شاید حدود بیست هزار سال پیش در این محل زنده گی و گشت و گذار داشتند.به گفته محققان این انسانها به عصر یخ تعلق دارند .این رد پا ها در بقایای یک دریاچه خشک شده در آسترالیا کشف شد. پژوهشگران می گویند:" مطالعات آنها نشان می دهد که رد پاها متعلق به بزرگسالان ،جوانان و کودکانی است که در این مناطق راه رفته و حتی می دویده اند ". اولین موضوعی را که این پژوهشگران دریافتند آن بود که آناتومی یا ساختمان بدن انسانهای آن زمان از انسان های امروزی تفاوت زیادی داشته است

گپ جالب وآخر دراین مورد این که دیرینه شناسان کنجکاو و جستجوگر می گویند که تحقیقات آنها نشاندهنده این است که شاید شماری از این افرادی که رد پای آنها اکنون کشف شده،بیست هزار سال پیش درهمین منطقه درحال شکار بوده اند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:31  توسط امین الله ( قیومی )  | 

ترجمه و تاریخچه آن در افغانستان

ترجمه و تاریخچه آن در افغانستان

 

ترجمه در لغت به معنی برگرداندن از زبانی به زبان دیگر است و در اصطلاح عبارت از یافتن نزدیکترین و دقیقترین معادل برای واژه های زبان مبدأ است. و یا هم عبارت از فن و یا مهارت ی است که به یاری آن میتوان معانی و محتوایی پیام ها ، معلومات و دانش های مورد نیاز را از چارچوب و شکل یک زبان کشید و به چارچوب و یا شکل زبان دیگر در آورد. یکی از پر اهمیت ترین نکات یک زبان پیشرفت آنست که بتواند از منابع و زبانهای مختلف در عرصه های زنده گی اجتماعی، اعم از حقوقی ، علمی ، سیاسی وغیره بوسیله ترجمه مورد استفاده بعمل آورد که از یک جهت در ساحات مختلف زندگی اجتماعی، اختراعات و اکتشافات و بسا مسایل مهم بین المللی اطلاع حاصل نمود، و از سوی دیگر با تهیه و ترجمه مواد خدمتی را به گروه اهل دانش و فن نمود.علاوه بر استفاده های فراوان از ترجمه زبان های متعدد، گاهی ترجمه غلط سبب شده تا مشکلاتی گریبان گیر جوامع بشری گردد. یکی از این زبانها بروز جنگ و خونریزی در میان دولت هاست.

ترجمه مانند سایر پدیده ها از بدو پیدایش تا کنون پروسه طولانی را پیموده است اولین ترجمان غلام یونانی به نام لیولوس اند و فیکوس بود. ولی اثر مشهور هومر را به نام ( اویسه ) به زبان لاتین ترجمه کرد. بعد از آن به تدریج ترجمه وسعت پیدا کرد و نویسنده گان مشهور چون سیسرون و کاتول آثار فلسفه یونانی یعنی ارسطو ، افلاطون و هیپوکریت  را از یونانی به عربی به دربار خلافت امویان ترجمه کردند. اما جنبش راستین ترجمه از زمان ابو جعفر منصور دوانیقی خلیفه عباس آغاز شد و در زمان مامون تکامل یافت. مسلمانان بیش از سه قرن سخت مشغول ترجمه آثار علمی فلسفی، ادبی و مذهبی تمدنهای کهن چون زبانهای عبری ، سربانی، فارسی، هندی ، لاتینی و یونانی بودند. و از مترجمان آن دوره از ابن ابی اصیعه ، ابن اسحاق، ابن حنین ، ابن رشد وبسا مترجمان دیگر میتوان نام برد.

ام دوران اوج ترجمه را میتوان در زمان رسانس بر شمرد . در ین دوره نویسنده گان در هر کشور به زبان ملی خود تا لیف و تصنیف  را آغاز نمودند. و اولین بار قرآن کریم توسط شخص بنام رابرت در سال های 1141-1143 به زبان لاتین ترجمه گردید. در افغانستان ترجمه از زبانهای اروپایی به خصوص انگلیس در سالهای پیشین صده سیزدهم هجری آغاز شده است . و در دوران امیر شیرعلی خان مترجمانی چون از قاضی عبدالقادر، نور محمد قندهاری ، قاضی عبدارحمن نام برد. در دوره امیر عبدالرحمن خان نیز میتوان از مترجمان برجسته چون سیف الدین بابری ، محمد حسن خان ، عبدالسبحان خان ،عبدالوهاب تاشقرغانی و محمود ترزی نام گرفت .

و در چند دهه اخیر قسمت قابل توجه از روز نامه ها و مجله های کشورما انباشته از ترجمه است . و بیشتر ترجمه ها از زبان های عربی اوردو ، ترکی ، انگلیسی ، فرانسوی، آلمانی و روسی است . و مترجمان سده واپسین بیشتر مسایل فلسفه منطق سیاست ، حقوق اقتصاد تاریخ ، جمعه شناسی ، جغرافیای تاریخی ، زبان شناسی و ادبیات را ترجمه نموده اند، یک نویسنده آلمانی بنام پل کایر در اواخر قرن 19 میگوید ترجمه باید تا آنجائیکه ممکن است تحت الفظی و تا آنجائی که لازم است آزاد باشد. امروز اهمیت ترجمه و تأثیر شگرف آن در زنده گی بر کسی پوشیده نیست.   

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 3:12  توسط امین الله ( قیومی )  | 

کاراعمارساختمان دانشکده

کاراعمارساختمان دانشکده تعليم وتربيه ولايت سمنگان به تاريخ 14 ماه سنبله در اين ولايت رسماً آغازگرديد.

اين ساختمان در3 طبقه بطور پخته واساسي درمساحت 50جريب زمين اعمار مي گردد، داراي 33 اتاق درسي، اتاق اداري و تشناب ها مي با شد.

کارساخت آن را شرکت ساختماني خصوصي"جهان" طي قراردادي متعهدشده است پيش ببرد. قرار است تا 10  ماه کار ساخت آن پايان يابد. درمجموع 460 هزار دالر امريکايي براي اين پروژه هزينه درنظرگرفته شده است که اين پول ازطرف برنامه مبارزه با مواد مخدرسازمان ملل متحد تمويل مي گردد.

 

دانشکده تعليم وتربيه ولايت سمنگان درسال 1387 درچوکات رياست دانشگاه ولايت بلخ تاسيس گرديداست.

پيش ازين موسسات تحصيلات عالي در ولايت سمنگان وجود نداشت. دختران پس از به پايان رسانيدن دوره

ليسه در ين ولايت، بنا بر يک سلسه سنت هاي موجود ازطرف خانواده ها اجازه رفتن به دانشگاههاي ولايات ديگر براي شان داده نمي شد و ازتحصيلات عالي بازمي ماندند.

ازاين روتاسيس دانشکده تعليم وتربيه در ولايت سمنگان زمينه را براي ادامه تحصيل دختران نيز مساعد نموده است.محمد يحي عابدي رييس دانشکده تعليم وتربيه ولايت سمنکان نيزبا تاييد اين موضوع به دويچه وله (صداي آلمان) گفت:"جامعه ما يک جامعه سنتي است درين ولايت براي د ختران والدين شان بعد ازبه پايان رساندن صنف 12 اجازه سفر وشموليت در دانشگاه را در ولا يات ديگر، نمي دادند. ما تلاش نموديم  تا اين دانشکده را تاسيس نموديم. حالا مشکل از ين ناحيه رفع گرديد دختران مي توانند در ولايت خود شان تحصيل نمايند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:13  توسط امین الله ( قیومی )  | 

 

ارزش غذایی کدو حلوایی و تخم کدو

تاریخچه

کدو اولین بار در مکزیک در حدود 1400 سال قبل از میلاد مسیح کاشته شد و یکی از گیاهان جالیزی به شمار می آمد. ذرت و لوبیا در آن زمان توسط مردمان آمریکای لاتین کاشته می شد و به عنوان غذای اصلی مورد استفاده قرار می گرفت. با گذشت زمان و پیشرفت علم کشاورزی و با استفاده از ژنتیک، بذر کدو اصلاح گردید. سپس بذر اصلاح شده در تولید انبوه مورد بهره برداری قرار گرفت.

کدو یکی از محصولات جالیزی است که برای افراد خام خوار جزء منابع اصلی غذا محسوب می شود.

مردمان مایا( maya ) از کدو و تخم کدو برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می کردند؛ به خصوص در تهیه غذاهای مختلف از آن بهره می گرفتند. پس از گذشت چندین قرن برای اولین بار در سال 1492 میلادی کریستف کلمب در سفرنامه خود از کاشت کدو به صورت جالیزی گزارش نمود. سپس 27 سال بعد کاسپرد اسپینوز در سفرنامه به پاناما از کاشت کدو در آن کشور گزارش نمود و آن را هندوانه ایندوها نام برد که بسیار خوشمزه بوده و از آن در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می کرده اند. بذر کدو توسط او به اروپا آورده شد و کاشت این گیاه جالیزی برای اولین بار در اروپا آغاز شد. بذر کدو را در اوایل خرداد ماه می کارند و سپس در شهریورماه برداشت می کنند. میانگین وزن هر کدو 8 کیلوگرم است که به طور متوسط هر کدو حاوی 150-200 گرم تخم کدو می باشد.

مواد مغذی کدو

كدو حلوایی دارای مقدار كمی كالری است ( 20 كالری انرژی در 100 گرم ) و مصرف آن در غذا برای كسانی كه وزن خود را كنترل می كنند، مناسب است.

همچنین منبع غنی پتاسیم است و برای افراد دچار فشار خون مفید می باشد، ولی برای افراد دچار ناراحتی كلیوی مناسب نمی باشد. جذب آهن و منیزیوم آن نیز خوب است.

كدو حلوایی منبع غنی بتاكاروتن است و رنگ نارنجی آن به دلیل وجود همین تركیب است. بتاكاروتن پیش ساز ویتامینA و یك آنتی اكسیدان مهم در بدن می باشد كه بدن را از حمله رادیكال های آزاد و اثر تخریبی آنها حفظ می كند.

کدو دارای فیبر غذایی نیز می باشد؛ از فیبر موجود در مواد غذایی می توان در درمان بسیاری از بیماری ها مخصوصاً افزایش وزن ( چاقی )، یبوست، افزایش چربی خون، و دیابت استفاده نمود.WHO* ( سازمان بهداشت جهانی ) توصیه می کند هر فرد در روز به 30 گرم فیبر نیاز دارد که می تواند فیبر موردنیاز خود را از حبوبات، سبزیجات، انجیر، خرمای خشک، 

نان های سبوس دار

 و به خصوص کدو تأمین نماید.

مواد مغذی تخم کدو

از 5/2 کیلوگرم تخم کدو خشک شده می توان یک لیتر روغن استخراج نمود. از تخم کدو به روش فشردن ( پرس سرد ) روغن استخراج می شود. با استفاده از این روش کیفیت روغن یا به عبارتی خواص درمانی آن حفظ می گردد.

اسیدهای چرب اشباع نشده امگا-6 (ω6) و امگا-9 (ω9)در بدن انسان به پروستاگلاندین ها (prostaglandin) و سپس به هورمون ترمبوکزان ( thromboxan ) تبدیل می گردد. این هورمون از یک طرف باعث افزایش 

کلسترول خوب

(HDL)

شده و از طرف دیگر از رسوب چربی در سرخرگ ها و ایجاد پلاکت جلوگیری می کند. به عبارتی می توان گفت که امگا- 6 و امگا-9 از انسداد عروق و رسوب چربی در شریان ( سکته قلبی ) جلوگیری می کنند. در ضمن تخم کدو حاوی فیبر و املاح، و سرشار از ویتامین های محلول در چربی ( ویتامین هایA,D,E ) می باشد.

هر100 میلی لیتر روغن تخم کدو حاوی 50 میلی لیتر ویتامین است. 

ویتامین های

E ( توکوفرول ) و A ( رتینول ) از یک طرف آنتی اکسیدان هستند که جلوی عمل رادیکال های آزاد را می گیرند و از طرف دیگر از ایجاد پلاکت یا گرفتگی رگ ها، که می تواند از رسوب چربی در شریان به وجود آید، جلوگیری می کنند. محققان علم تغذیه گزارش کرده اند، ویتامین هایA وE جزء ویتامین های پیشگیری کننده از سرطان به خصوص سرطان پروستات هستند. تخم کدو سرشار از پتاسیم، کلسیم ، فسفر ، منیزیوم ، روی و سلنیوم می باشد. هرکدام از این ترکیبات نقش اساسی در جلوگیری از بیماری های قلبی و عروقی، کاهش فشار خون بالا، بیماری های عفونی روده ای و عفونت های مثانه دارند.

تخم کدو حاوی فیتواسترول ها و سیتواسترول ها هستند. این ترکیبات از یک طرف از رسوب چربی در سرخرگ جلوگیری می کنند و از سوی دیگر خاصیت ضد سرطانی دارند.

خواص درمانی کدو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 5:16  توسط امین الله ( قیومی )  | 

 

ارزش غذایی کدو حلوایی و تخم کدو

تاریخچه

کدو اولین بار در مکزیک در حدود 1400 سال قبل از میلاد مسیح کاشته شد و یکی از گیاهان جالیزی به شمار می آمد. ذرت و لوبیا در آن زمان توسط مردمان آمریکای لاتین کاشته می شد و به عنوان غذای اصلی مورد استفاده قرار می گرفت. با گذشت زمان و پیشرفت علم کشاورزی و با استفاده از ژنتیک، بذر کدو اصلاح گردید. سپس بذر اصلاح شده در تولید انبوه مورد بهره برداری قرار گرفت.

کدو یکی از محصولات جالیزی است که برای افراد خام خوار جزء منابع اصلی غذا محسوب می شود.

مردمان مایا( maya ) از کدو و تخم کدو برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می کردند؛ به خصوص در تهیه غذاهای مختلف از آن بهره می گرفتند. پس از گذشت چندین قرن برای اولین بار در سال 1492 میلادی کریستف کلمب در سفرنامه خود از کاشت کدو به صورت جالیزی گزارش نمود. سپس 27 سال بعد کاسپرد اسپینوز در سفرنامه به پاناما از کاشت کدو در آن کشور گزارش نمود و آن را هندوانه ایندوها نام برد که بسیار خوشمزه بوده و از آن در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می کرده اند. بذر کدو توسط او به اروپا آورده شد و کاشت این گیاه جالیزی برای اولین بار در اروپا آغاز شد. بذر کدو را در اوایل خرداد ماه می کارند و سپس در شهریورماه برداشت می کنند. میانگین وزن هر کدو 8 کیلوگرم است که به طور متوسط هر کدو حاوی 150-200 گرم تخم کدو می باشد.

مواد مغذی کدو

كدو حلوایی دارای مقدار كمی كالری است ( 20 كالری انرژی در 100 گرم ) و مصرف آن در غذا برای كسانی كه وزن خود را كنترل می كنند، مناسب است.

همچنین منبع غنی پتاسیم است و برای افراد دچار فشار خون مفید می باشد، ولی برای افراد دچار ناراحتی كلیوی مناسب نمی باشد. جذب آهن و منیزیوم آن نیز خوب است.

كدو حلوایی منبع غنی بتاكاروتن است و رنگ نارنجی آن به دلیل وجود همین تركیب است. بتاكاروتن پیش ساز ویتامینA و یك آنتی اكسیدان مهم در بدن می باشد كه بدن را از حمله رادیكال های آزاد و اثر تخریبی آنها حفظ می كند.

کدو دارای فیبر غذایی نیز می باشد؛ از فیبر موجود در مواد غذایی می توان در درمان بسیاری از بیماری ها مخصوصاً افزایش وزن ( چاقی )، یبوست، افزایش چربی خون، و دیابت استفاده نمود.WHO* ( سازمان بهداشت جهانی ) توصیه می کند هر فرد در روز به 30 گرم فیبر نیاز دارد که می تواند فیبر موردنیاز خود را از حبوبات، سبزیجات، انجیر، خرمای خشک، 

نان های سبوس دار

 و به خصوص کدو تأمین نماید.

مواد مغذی تخم کدو

از 5/2 کیلوگرم تخم کدو خشک شده می توان یک لیتر روغن استخراج نمود. از تخم کدو به روش فشردن ( پرس سرد ) روغن استخراج می شود. با استفاده از این روش کیفیت روغن یا به عبارتی خواص درمانی آن حفظ می گردد.

اسیدهای چرب اشباع نشده امگا-6 (ω6) و امگا-9 (ω9)در بدن انسان به پروستاگلاندین ها (prostaglandin) و سپس به هورمون ترمبوکزان ( thromboxan ) تبدیل می گردد. این هورمون از یک طرف باعث افزایش 

کلسترول خوب

(HDL)

شده و از طرف دیگر از رسوب چربی در سرخرگ ها و ایجاد پلاکت جلوگیری می کند. به عبارتی می توان گفت که امگا- 6 و امگا-9 از انسداد عروق و رسوب چربی در شریان ( سکته قلبی ) جلوگیری می کنند. در ضمن تخم کدو حاوی فیبر و املاح، و سرشار از ویتامین های محلول در چربی ( ویتامین هایA,D,E ) می باشد.

هر100 میلی لیتر روغن تخم کدو حاوی 50 میلی لیتر ویتامین است. 

ویتامین های

E ( توکوفرول ) و A ( رتینول ) از یک طرف آنتی اکسیدان هستند که جلوی عمل رادیکال های آزاد را می گیرند و از طرف دیگر از ایجاد پلاکت یا گرفتگی رگ ها، که می تواند از رسوب چربی در شریان به وجود آید، جلوگیری می کنند. محققان علم تغذیه گزارش کرده اند، ویتامین هایA وE جزء ویتامین های پیشگیری کننده از سرطان به خصوص سرطان پروستات هستند. تخم کدو سرشار از پتاسیم، کلسیم ، فسفر ، منیزیوم ، روی و سلنیوم می باشد. هرکدام از این ترکیبات نقش اساسی در جلوگیری از بیماری های قلبی و عروقی، کاهش فشار خون بالا، بیماری های عفونی روده ای و عفونت های مثانه دارند.

تخم کدو حاوی فیتواسترول ها و سیتواسترول ها هستند. این ترکیبات از یک طرف از رسوب چربی در سرخرگ جلوگیری می کنند و از سوی دیگر خاصیت ضد سرطانی دارند.

خواص درمانی کدو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 5:2  توسط امین الله ( قیومی )  | 

 

ارزش غذایی کدو حلوایی و تخم کدو

تاریخچه

کدو اولین بار در مکزیک در حدود 1400 سال قبل از میلاد مسیح کاشته شد و یکی از گیاهان جالیزی به شمار می آمد. ذرت و لوبیا در آن زمان توسط مردمان آمریکای لاتین کاشته می شد و به عنوان غذای اصلی مورد استفاده قرار می گرفت. با گذشت زمان و پیشرفت علم کشاورزی و با استفاده از ژنتیک، بذر کدو اصلاح گردید. سپس بذر اصلاح شده در تولید انبوه مورد بهره برداری قرار گرفت.

کدو یکی از محصولات جالیزی است که برای افراد خام خوار جزء منابع اصلی غذا محسوب می شود.

مردمان مایا( maya ) از کدو و تخم کدو برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می کردند؛ به خصوص در تهیه غذاهای مختلف از آن بهره می گرفتند. پس از گذشت چندین قرن برای اولین بار در سال 1492 میلادی کریستف کلمب در سفرنامه خود از کاشت کدو به صورت جالیزی گزارش نمود. سپس 27 سال بعد کاسپرد اسپینوز در سفرنامه به پاناما از کاشت کدو در آن کشور گزارش نمود و آن را هندوانه ایندوها نام برد که بسیار خوشمزه بوده و از آن در درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می کرده اند. بذر کدو توسط او به اروپا آورده شد و کاشت این گیاه جالیزی برای اولین بار در اروپا آغاز شد. بذر کدو را در اوایل خرداد ماه می کارند و سپس در شهریورماه برداشت می کنند. میانگین وزن هر کدو 8 کیلوگرم است که به طور متوسط هر کدو حاوی 150-200 گرم تخم کدو می باشد.

مواد مغذی کدو

كدو حلوایی دارای مقدار كمی كالری است ( 20 كالری انرژی در 100 گرم ) و مصرف آن در غذا برای كسانی كه وزن خود را كنترل می كنند، مناسب است.

همچنین منبع غنی پتاسیم است و برای افراد دچار فشار خون مفید می باشد، ولی برای افراد دچار ناراحتی كلیوی مناسب نمی باشد. جذب آهن و منیزیوم آن نیز خوب است.

كدو حلوایی منبع غنی بتاكاروتن است و رنگ نارنجی آن به دلیل وجود همین تركیب است. بتاكاروتن پیش ساز ویتامینA و یك آنتی اكسیدان مهم در بدن می باشد كه بدن را از حمله رادیكال های آزاد و اثر تخریبی آنها حفظ می كند.

کدو دارای فیبر غذایی نیز می باشد؛ از فیبر موجود در مواد غذایی می توان در درمان بسیاری از بیماری ها مخصوصاً افزایش وزن ( چاقی )، یبوست، افزایش چربی خون، و دیابت استفاده نمود.WHO* ( سازمان بهداشت جهانی ) توصیه می کند هر فرد در روز به 30 گرم فیبر نیاز دارد که می تواند فیبر موردنیاز خود را از حبوبات، سبزیجات، انجیر، خرمای خشک، 

نان های سبوس دار

 و به خصوص کدو تأمین نماید.

مواد مغذی تخم کدو

از 5/2 کیلوگرم تخم کدو خشک شده می توان یک لیتر روغن استخراج نمود. از تخم کدو به روش فشردن ( پرس سرد ) روغن استخراج می شود. با استفاده از این روش کیفیت روغن یا به عبارتی خواص درمانی آن حفظ می گردد.

اسیدهای چرب اشباع نشده امگا-6 (ω6) و امگا-9 (ω9)در بدن انسان به پروستاگلاندین ها (prostaglandin) و سپس به هورمون ترمبوکزان ( thromboxan ) تبدیل می گردد. این هورمون از یک طرف باعث افزایش 

کلسترول خوب

(HDL)

شده و از طرف دیگر از رسوب چربی در سرخرگ ها و ایجاد پلاکت جلوگیری می کند. به عبارتی می توان گفت که امگا- 6 و امگا-9 از انسداد عروق و رسوب چربی در شریان ( سکته قلبی ) جلوگیری می کنند. در ضمن تخم کدو حاوی فیبر و املاح، و سرشار از ویتامین های محلول در چربی ( ویتامین هایA,D,E ) می باشد.

هر100 میلی لیتر روغن تخم کدو حاوی 50 میلی لیتر ویتامین است. 

ویتامین های

E ( توکوفرول ) و A ( رتینول ) از یک طرف آنتی اکسیدان هستند که جلوی عمل رادیکال های آزاد را می گیرند و از طرف دیگر از ایجاد پلاکت یا گرفتگی رگ ها، که می تواند از رسوب چربی در شریان به وجود آید، جلوگیری می کنند. محققان علم تغذیه گزارش کرده اند، ویتامین هایA وE جزء ویتامین های پیشگیری کننده از سرطان به خصوص سرطان پروستات هستند. تخم کدو سرشار از پتاسیم، کلسیم ، فسفر ، منیزیوم ، روی و سلنیوم می باشد. هرکدام از این ترکیبات نقش اساسی در جلوگیری از بیماری های قلبی و عروقی، کاهش فشار خون بالا، بیماری های عفونی روده ای و عفونت های مثانه دارند.

تخم کدو حاوی فیتواسترول ها و سیتواسترول ها هستند. این ترکیبات از یک طرف از رسوب چربی در سرخرگ جلوگیری می کنند و از سوی دیگر خاصیت ضد سرطانی دارند.

خواص درمانی کدو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 4:54  توسط امین الله ( قیومی )  | 

درخت بادام

حداقل 752 نوع درخت بادام گوناگون ، در طبیعت وجود دارد . ولی می توان آنها را به دو قسمت تقسیم کرد ، درختان بادام که بادام شیرین می دهند و درخت های که بادام تلخ ببار می آورند . مزه نامطبوع بادام های تلخ ، ناشی از وجود ماده ای به نام آمیگدالین است که در ترکیب دانه بادام وارد می شود

. اگر یک دانه بادام تلخ را در دهان قرار داده و بجویم ، آمیگدالین موجود در آن در مجاورت بزاق دهان به گلوکز ، آلدئید بنزوئیک و اسید سیانیدریک تبدیل می شود . اسید سیانیدریک بسیار سمی است بهمین جهت پاره ای از بادام تلخ ، گاه موجب مسمومیت گوناگون می شود .

درخت بادام دارای 5 تا 12 متر ارتفاع پیدا می کند . اصلا یک درخت اسیائی است که از این منطقه به اروپا و نقاط دیگر برده شده است . نخستین بار ، این رومیها بودند که این درخت را با خود به منطقه مدیترانه برده و به پرورش در آن همت گماردند . این درخت زیبا ، خیلی زود ، در سراسر سواحل مدیترانه پخش شد . در حال حاضر در اسپانیا ، پرتقال ف جنوب فرانسه ف ایتالیا ، ترکیه ف ایران و فلسطین درخت بادام ، به فراوانی یافت می شود . در امریکا ، در ایالت کالیفرنیا ، این درخت کشت گردید و رشد خوبی پیدا کرده است .

برای آنکه درخت بادام ، بطور منظم رشد کند ، باید در نقاطی که هوا کاملا جریان دارد نظیر تپه ها و ارتفاعات کاشته شود . زمین نیز باید کاملا حاصلخیز بوده و مرتبا به آن رسیدگی شود . درخت بادام می تواند در مجاورت درختان دیگر نظیر زیتون و انگور نیز کشت شود در مناطق گرمسیری ، درخت بادام معمولا در آخرین روزهای ماه آذر به گل می نشیند ، ولی بیشتر درختان بادام در این مناطق در جریان ماههای دی و بهمن و اسفند شکوفه می

کنند و شکوفه های آنها مدت ده پانزده روز بر روی درخت باقی می ماند . مه و رطوبت ، به درخت بادام آسیب می رسانند . این درخت نازک نارنجی از کمترین یخ بندان ، تگرگ و باد شدید ، بویژه در فصل شکوفه بشدت لطمه می بیند .

برخی از انواع درخت بادام ، بعنوان درختهای منحصر تزئینی ، پرورش داده می شود . در میان این قبیل درختهای تزئینی می توان از درخت بادام کوتوله و درخت بادام برگ رنگی نام برد .

تولید

درخت بادام تنها در مناطق دارای آب و هوای معتدل می روید . به همین جهت کشورهای تولید کننده بادام چندان زیاد نیستند . مهمترین کشورهای تولید کننده زیاد بادام عبارتند از ایتالیا ، اسپانیا ، پرتقال ، امریکا و چند کشور دیگر .

بطور کلی ، درخت بادام در زمین هائی که 700 متر از سطح دریا ارتفاع دارند می روید .

شاخه

این یک شاخه درخت بادام است بینید رنگ قهوه ای براق بدنه شاخه چقدر زیباست . برگ و شکوفه های بادام ، بر روی این شاخه کوچک واقعا یک مجموعه زیبای دکوراتیو را بوجود آورده اند . لازم به یادآوری است که در درخت بادام نظیر درخت گیلاس ، گل ها قبل از برگها ، بر روی شاخه ها ظاهر می شوند : بهمین جهت است که این درخت بهنگام به گل نشستن یکپارچه صورتی رنگ میشود .

گل

گل درخت بادام سفید مایل به صورتی است . این گل یا صورتی تنها و یا به صورت گروههای دوتائی و سه تائی ، بر روی شاخه ظاهر میشود . کاسبرگ گل درخت بادام از نوع کاسبرگهای بهم پیوسته است باین ترتیب که کاسه های آن در قسمت انتهائی بیکدیگر متصل میباشد . این کاسه ها وقتی گل به آخرین مرحله رشد و شکوفائی خود

رسید می ریزند . گلبرگ آن از پنج برگ تشکیل یافته که 20 تا 30 اتامین (Etamine) را در خود جای داده است .

میوه

گیاهشناسان می گویند : درخت بادام میوه گوشتدار خوشمزه ای می دهد . اما دست یافتن به قسمت قابل خوردن میوه بادام کار آسانی نیست چرا که نخست باید به کمک یک انبر یا چکش ، قسمت چوبی و سخت آنرا از میوه جدا کرد . بیاد داشته باشیم که بادامی که ما می خوریم میوه درخت بادام نیست بلکه دانه انست . میوه بادام دارای یک پوست سبز رنگ کرک دار یک مغز  سبز کزک دار یک قسمت چوبی است که مجموعا میوه درخت بادام را تشکیل می دهد . دانه در درون آندوکارپ قرار دارد . وقتی قسمت آندو کارپ هنوز اسفنجی شکل و نرم است ، میوه مذکور چغاله بادام نام دارد که در فصل بهار دوستاران زیادی دارد .

بادام

باید اعت

راف کرد که کلیه قسمتهای بادام ، قابل استفاده است . معمولا از بادام برای تزئین و همچنین خوشمزه تر ساختن شیرینی ها و کیک ها و گز و غیره استفاده می شود . بادام را بصورت خام یا بوداده و شور هم مصرف می کنند . اروپائیان بادام را بصورت بو داده و شیرین مصرف می کنند از بادام شیری استخراج می شود نه تنها بسیار مغذی است بلکه در فصل تابستان جهت رفع عطش بسیار موثر است . روغن بادام نیز از قدیم به عنوان یک مسهل شهرت انکار ناپذیر دارد . از روغن بادام که یک اثر نرم کننده دارد در ساختن صابون و کرم های صورت هم استفاده می شود .

از بادام تلخ نیز فراورده هائی بدست می آورند که در حد خود دارای اهمیت است ، از جمله روغن بدست می آورند که از ته مانده آن ، در تهیه آب مقطر بادام تلخ مورد استفاده قرار می دهند . این فراورده توسط پزشکان بعنوان یک داروی مسکن برای درمان بیماریهای عصبی ، تجویز می شود . قسمت چوبی میوه بادام نیز قابل استفاده است و از آن بعنوان چوب در صنعت چوب استفاده می کنند و از شاخه درخت بادام برای پیوند زدن استفاده می کنند .

مسمومیت

خوردن مقدار زیاد بادام تلخ ، موجب می شود شخص دچار یک مسمومیت واقعی شود . در این حالت شخص دچار سر گیجه و استفراغ می گردد . تنفس کشیدنش دچار اشکال شده و حتی در پاره ای از موارد شخص طی یک ساعت می میرد . در این قبیل موارد تنها شستشوی معده و تنفس مصنوعی با عث نجات شخص می گردد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 4:29  توسط امین الله ( قیومی )  | 

 

پیام تبریکی رادیوصدای حقیقت ولایت سمنگان

هموطنان گرامی:

رادیوصدای حقیقت که به عنوان یک رادیویی  آزاد ، مستقل ،غیروابسته و بدور از هر نوع گرایش های سیا سی و نظامی بدون داشتن و پزیرفتن تعصبات قومی ، قبلوی ، لسانی ، منطقوی ، جنسی و نژادی و مذهبی برای داشتن افغانستان آزاد ، آباد و سربلند فعالیت دارد.

ماه مبارک رمضان را برای تمام ملت غیور افغانستان و بخصوص ساکنان ولایت سمنگان .

مقام ولایت سمنگان و ادارت مربوط آن ، شورای ولایتی ، علما ، محاسن سفیدان ،  ، موسسات تعلیمی و تحصیلی ، سکتورهای خصوصی ، منسو بین و پرسونل سرسپرده پولیس و اردوملی اداره محترم امنیت ملی ، کانون ها ، اتحادیه ها و تمام نهاد های جامعه مدنی افغانستان و ولایت سمنگان مبارک باد گفته

امید وار است تا رمضان نو سال صلح وثبات ، صمیمیت ، سرور ، صحت ، سرسبزی و سربلندی برای افغانستان عزیزباشد.

بیاید همه باهم با آغاز ماه مبارک رمضان در از بین بردن نادانی ، ناداری ، بیکاری وبیماری از کشور تلاش نمایم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:8  توسط امین الله ( قیومی )  | 

مولانا جلال الدين محمد بلخي

بـشنو این نـی چــون شکایت مــیکنـد
از جـــــدایـی هــا حکایت میـــــکنـد
کز نـیـستان تا مــرا بـبریده انــــــــــــد
در نفــــــــیرم مـرد و زن نـالیـده انـــد


اين کلام موزون و ملکوتي سر آغاز دفتر مثنوي معنوي اثر فناناپذير و گنجينه ادبيات زبان دري و تراوش افکار زيبا مردانديشه و عرفان و ادب دري و صوفي صوفيان مولانا جلال الدين محمد بلخي است.

آري!

مولانا جلال الدين محمد بلخي يکتن از ابرمردان ادب زبان دري و صوفيان وارسته و پاکباخته ، عالم ملکوت است که تصوير و شناسنايي دقيق اين عارف گرانمايه کاريست خيلي ها مشکل اما درينجا حتي الوسع بصورت مختصر اين بزرگمرد عرفان را به معرفي مي گيريم.

مولانا جلال الدين بلخي فرزند سلطان العلما بها الدين محمد ولد است که در سال 603 هجري قمري در شهر بلخ زاده شد. پدرش بها الدين ولد يکي از پر آوازه ترين علماي خراسان زمين و مادرش نيز زن فاضله و باتربيه اي بوده است.

پدر مولانا شخص حقگو و حقپرست و عالم زبردست زمانش بود. حق و واقعيت را بدون ترس و لرز بيان ميکرد. و از هيچکس درين مورد حتي از سلطان وقت هم نميترسيد و ظلم و ستم سلطان را هم آشکارا بيان ميکرد. بدين اساس وي چندين بار از طرف سلطان و درباريان وي اخطار ديده و تهديد هم شده بود. در اثر عدم ثبات اوضاع در خراسان و ظهور چنگيز خان و فتنه مغول و دوسال بعد از يورش چنگيز در سال 618 ه ق بها الدين ولد بنا بر آشفتگي اوضاع زادگاه اصلي اش را با همراهي اهل و بيت و تعداد از ياران علمدوست و مولانا کوچک و انباري از کتاب هاي خويش بقصد بغداد ترک ميگويد. آهسته آهسته کاروان مولانا بدروازه نيشاپور نزديک ميشود و در سر راه هر کس به اين کاروانيان احترام ميکنند که درميان آنان مرد پاکباخته و صوفي وارسته و شيخ پرآواز شيخ فريد الدين عطار هم ميباشد. که بمجرد ديدن ونگاه بر رخسار بشاش جلال الدين کوچک چنين پيشبيني را در حق وي ميکند و ميگويد: "زود باشد که اين پسر آتش در سوخته گان عالم زند."

و به پدر مولانا توصيه ميکند که وي را خوب تربيه کند و آنگاه کتاب " اسرار نامه" خويش را بمولانا اعطا ميکند.

کاروان ابتدا به بغداد و بعدا بزيارت کعبه و از آنجا به شهر قونيه ترکيه بر ميگردند و در آنجا رحل اقامت بر ميگزيند. مولانا تحصيلات ابتدايي را در نزد پدر به پايان ميرساند. در سال 628 ه ق پدر مولانا در قونيه وفات ميکند. و مولانا تحصيلات متباقي خويش را در نزد علما جيد و مشهور و دوستان پدر به انجام ميرسانيد و آنگاه بر مسند ارشاد و وعظ پدر مي نشيند. و به تعليم و تعلم ديگران مشغول ميشود که آوازه فضل و دانش آن در هر گوشه و کنار ميرسد و شاگردان زيادي بدور وي جمع ميشوند و از فيض وجود و دانش آن بهره ور ميگردند. اين کار تا زماني دوام داشته ميباشد که ناگهان روزي بمرد شورانگيز و نمدپوش روحاني شمس الدين محمد بن علي بن ملک داد تبريزي مقابل ميگردد.

در صحنه 18 ني نامه شمس الدين افلاکي واقعه نگار عصر مولانا درين مورد چنين آمده است:

"روزي حضرت مولانا با جماعتي از فضلا از مدرسه پنبه فروشان بيرون آمد و از پيش خانه شکرريزان ميگذشت . حضرت شمس الدين تبريز بر خاست و و پيش آمده عنان مرکب مولانا بلخي را بگرفته پرسيد: " يا امام المسلمين با يزيد بزرگتر بود يا محمد؟"

مولانا بلخي فرمود: " از هيبت آن سوال هفت آسمان از همديگر جدا شده بر زمين فرو ريخت . آتش عظيم از باطن من به جمجمه دماغ زد ، ازينجا ديدم دودي تا ساق عرش بر آمد. حضرت محمد رسول الله (ص) بزرگترين عالميان بود چه جاي بايزيد است؟"

شمس الدين گفت : " پس چه معني است که او با همه عظمت خود (ما عرفناک حق مغرفتک) ميفرمايند و با يزيد ( سبحان ما اعظيم شاني) و ( انا سلطان السلا طين) ميگويند."

فرمود : " بايزيد را تشنگي از جرعه ساکن شد و دم از سير آبي زد و کوزه ادراک او از آن مقدار پر شد و آن نور بقدر روزن خانه او بود. اما حضرت محمد (ص) را استسقاي عظيم بود و تشنگي در تشنگي و سينه مبارکش بشرح " الم نشرح لک صدرک "

ارض الله واسعه گشته بود . لاجرم دم تشنگي زد. هر روز در استعدعاي زيادت قربت بود."

همچنان گويند روزي شمس تبريز بعد از ورود در قونيه در حلقه درس مولانا وارد شد و نشست چند جلد کتاب را در آنجا ديده گفت:

" اين کتاب ها از کيست و از علوم در وي چيست؟"

مولانا گفت: " اينها قيل و قال است، ترا به اين ها چه کار؟..."

بعد شمس تبريز همه کتاب ها را گرفته در آب انداخت. و مولانا را غريق بحر اندوه کرد.

مولانا فرمود: "اي درويش ! اين چه کار بود که کردي؟ اکثر کتاب ها را چدرم تالف کرده بود که نسخه انحصار داشت."

شمس تبريز دست به آب دراز نمود همه آنرا خشکيده کشيد. مولانا حيران مانده پرسيد : " اين چه سر است؟"

شمس فرمود : " اين وجد و حال است، ترا به اين چه کار؟" بعد ازين مولانا هميشه با شمس تبريزي ملاقات و خلوت ميکرد و همه خورد و نوش و لذايذ مادي دنيا را در پاي صحبت هاي ملکوت شمس که رهنما و هادي وي بسوي عالم ملکوت و الهام دهنده شعري اش بود فدا ميکند. هر چه مي بيند و هر چه مي شنود هنوز کم ديده و کم شنيده است و سيراب نميشود و هميشه خود را تشنه در تشنه مي يابد.

شاگردان و وابسته گان مولانا ازين واقعه در شکفت و حيرت مي مانند و هر چه کوشش ميکنند که وي را دوباره سر حال بياورند مقدور نميشود. برخي تفتين و فتنه و بدگويي را ازين ملاقات براه مي اندازند و سخن هاي ناهنجار در حق مولانا عاشق شده ميگويند. برخي ديگر سعي بر قتل شمس تبريز ميکنند.

مولانا که بعد از گفت و شنود ها و ملاقات ها و مشاهداتش بمقام شمس تبريزي پي برده بود چنان منقلب و مجذوب وي ميشود که ميگويد شمس تبريز ، تو را عشق شناسد نه خرد. ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ

بعدا يکسره وعظ و ارشاد و محراب و منبر را رها ميکند و به احساسات و جذبات شعري رو مي آورد و اولين شعريکه از زبان شان مي برايد چنين بوده است:

زاهد بودم ترا نه گويم کردي سرفتنه وبزم و باده خويم کردي

سجاده نشين با وقاري بودم بازيچه کودکان و کويم کردم

بعدا شمس تبريز بصورت اسرار آميز گم ميشود و مولانا از فراق آن زار زار ميگريد و خبر ميشود که شمس در دمشق است. پسر خود را با چند تن ديگر عقب آن بدمشق ميفرستد و هنگام رفتن آنها چنين مي سرايد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 5:11  توسط امین الله ( قیومی )  | 

بـشنو این نـی چــون شکایت مــیکنـد
از جـــــدایـی هــا حکایت میـــــکنـد
کز نـیـستان تا مــرا بـبریده انــــــــــــد
در نفــــــــیرم مـرد و زن نـالیـده انـــد


اين کلام موزون و ملکوتي سر آغاز دفتر مثنوي معنوي اثر فناناپذير و گنجينه ادبيات زبان دري و تراوش افکار زيبا مردانديشه و عرفان و ادب دري و صوفي صوفيان مولانا جلال الدين محمد بلخي است.

آري!

مولانا جلال الدين محمد بلخي يکتن از ابرمردان ادب زبان دري و صوفيان وارسته و پاکباخته ، عالم ملکوت است که تصوير و شناسنايي دقيق اين عارف گرانمايه کاريست خيلي ها مشکل اما درينجا حتي الوسع بصورت مختصر اين بزرگمرد عرفان را به معرفي مي گيريم.

مولانا جلال الدين بلخي فرزند سلطان العلما بها الدين محمد ولد است که در سال 603 هجري قمري در شهر بلخ زاده شد. پدرش بها الدين ولد يکي از پر آوازه ترين علماي خراسان زمين و مادرش نيز زن فاضله و باتربيه اي بوده است.

پدر مولانا شخص حقگو و حقپرست و عالم زبردست زمانش بود. حق و واقعيت را بدون ترس و لرز بيان ميکرد. و از هيچکس درين مورد حتي از سلطان وقت هم نميترسيد و ظلم و ستم سلطان را هم آشکارا بيان ميکرد. بدين اساس وي چندين بار از طرف سلطان و درباريان وي اخطار ديده و تهديد هم شده بود. در اثر عدم ثبات اوضاع در خراسان و ظهور چنگيز خان و فتنه مغول و دوسال بعد از يورش چنگيز در سال 618 ه ق بها الدين ولد بنا بر آشفتگي اوضاع زادگاه اصلي اش را با همراهي اهل و بيت و تعداد از ياران علمدوست و مولانا کوچک و انباري از کتاب هاي خويش بقصد بغداد ترک ميگويد. آهسته آهسته کاروان مولانا بدروازه نيشاپور نزديک ميشود و در سر راه هر کس به اين کاروانيان احترام ميکنند که درميان آنان مرد پاکباخته و صوفي وارسته و شيخ پرآواز شيخ فريد الدين عطار هم ميباشد. که بمجرد ديدن ونگاه بر رخسار بشاش جلال الدين کوچک چنين پيشبيني را در حق وي ميکند و ميگويد: "زود باشد که اين پسر آتش در سوخته گان عالم زند."

و به پدر مولانا توصيه ميکند که وي را خوب تربيه کند و آنگاه کتاب " اسرار نامه" خويش را بمولانا اعطا ميکند.

کاروان ابتدا به بغداد و بعدا بزيارت کعبه و از آنجا به شهر قونيه ترکيه بر ميگردند و در آنجا رحل اقامت بر ميگزيند. مولانا تحصيلات ابتدايي را در نزد پدر به پايان ميرساند. در سال 628 ه ق پدر مولانا در قونيه وفات ميکند. و مولانا تحصيلات متباقي خويش را در نزد علما جيد و مشهور و دوستان پدر به انجام ميرسانيد و آنگاه بر مسند ارشاد و وعظ پدر مي نشيند. و به تعليم و تعلم ديگران مشغول ميشود که آوازه فضل و دانش آن در هر گوشه و کنار ميرسد و شاگردان زيادي بدور وي جمع ميشوند و از فيض وجود و دانش آن بهره ور ميگردند. اين کار تا زماني دوام داشته ميباشد که ناگهان روزي بمرد شورانگيز و نمدپوش روحاني شمس الدين محمد بن علي بن ملک داد تبريزي مقابل ميگردد.

در صحنه 18 ني نامه شمس الدين افلاکي واقعه نگار عصر مولانا درين مورد چنين آمده است:

"روزي حضرت مولانا با جماعتي از فضلا از مدرسه پنبه فروشان بيرون آمد و از پيش خانه شکرريزان ميگذشت . حضرت شمس الدين تبريز بر خاست و و پيش آمده عنان مرکب مولانا بلخي را بگرفته پرسيد: " يا امام المسلمين با يزيد بزرگتر بود يا محمد؟"

مولانا بلخي فرمود: " از هيبت آن سوال هفت آسمان از همديگر جدا شده بر زمين فرو ريخت . آتش عظيم از باطن من به جمجمه دماغ زد ، ازينجا ديدم دودي تا ساق عرش بر آمد. حضرت محمد رسول الله (ص) بزرگترين عالميان بود چه جاي بايزيد است؟"

شمس الدين گفت : " پس چه معني است که او با همه عظمت خود (ما عرفناک حق مغرفتک) ميفرمايند و با يزيد ( سبحان ما اعظيم شاني) و ( انا سلطان السلا طين) ميگويند."

فرمود : " بايزيد را تشنگي از جرعه ساکن شد و دم از سير آبي زد و کوزه ادراک او از آن مقدار پر شد و آن نور بقدر روزن خانه او بود. اما حضرت محمد (ص) را استسقاي عظيم بود و تشنگي در تشنگي و سينه مبارکش بشرح " الم نشرح لک صدرک "

ارض الله واسعه گشته بود . لاجرم دم تشنگي زد. هر روز در استعدعاي زيادت قربت بود."

همچنان گويند روزي شمس تبريز بعد از ورود در قونيه در حلقه درس مولانا وارد شد و نشست چند جلد کتاب را در آنجا ديده گفت:

" اين کتاب ها از کيست و از علوم در وي چيست؟"

مولانا گفت: " اينها قيل و قال است، ترا به اين ها چه کار؟..."

بعد شمس تبريز همه کتاب ها را گرفته در آب انداخت. و مولانا را غريق بحر اندوه کرد.

مولانا فرمود: "اي درويش ! اين چه کار بود که کردي؟ اکثر کتاب ها را چدرم تالف کرده بود که نسخه انحصار داشت."

شمس تبريز دست به آب دراز نمود همه آنرا خشکيده کشيد. مولانا حيران مانده پرسيد : " اين چه سر است؟"

شمس فرمود : " اين وجد و حال است، ترا به اين چه کار؟" بعد ازين مولانا هميشه با شمس تبريزي ملاقات و خلوت ميکرد و همه خورد و نوش و لذايذ مادي دنيا را در پاي صحبت هاي ملکوت شمس که رهنما و هادي وي بسوي عالم ملکوت و الهام دهنده شعري اش بود فدا ميکند. هر چه مي بيند و هر چه مي شنود هنوز کم ديده و کم شنيده است و سيراب نميشود و هميشه خود را تشنه در تشنه مي يابد.

شاگردان و وابسته گان مولانا ازين واقعه در شکفت و حيرت مي مانند و هر چه کوشش ميکنند که وي را دوباره سر حال بياورند مقدور نميشود. برخي تفتين و فتنه و بدگويي را ازين ملاقات براه مي اندازند و سخن هاي ناهنجار در حق مولانا عاشق شده ميگويند. برخي ديگر سعي بر قتل شمس تبريز ميکنند.

مولانا که بعد از گفت و شنود ها و ملاقات ها و مشاهداتش بمقام شمس تبريزي پي برده بود چنان منقلب و مجذوب وي ميشود که ميگويد شمس تبريز ، تو را عشق شناسد نه خرد. ُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُُ

بعدا يکسره وعظ و ارشاد و محراب و منبر را رها ميکند و به احساسات و جذبات شعري رو مي آورد و اولين شعريکه از زبان شان مي برايد چنين بوده است:

زاهد بودم ترا نه گويم کردي سرفتنه وبزم و باده خويم کردي

سجاده نشين با وقاري بودم بازيچه کودکان و کويم کردم

بعدا شمس تبريز بصورت اسرار آميز گم ميشود و مولانا از فراق آن زار زار ميگريد و خبر ميشود که شمس در دمشق است. پسر خود را با چند تن ديگر عقب آن بدمشق ميفرستد و هنگام رفتن آنها چنين مي سرايد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 5:4  توسط امین الله ( قیومی )  | 

ازآسیابانی تا اختراع !

 

 

امین الله قیومی فرزند محمد قیوم درسال .....۱۳۶۰... به قریه آچمیلی چشم به جهان گشود . امین الله قیومی درهفت سالگی شامل مکتب شد به دوازده سالگی بعداز وقت مکتب کم کم به پدرش به اسیاب کمک می کرد پدرش شغل آسیابانی را داشت . در سیزده سالگی اش به مکتب لیسه ایبک از قریه به شهر آمد .پدر ومادراش بسیار آرزو داشت باید به او زن بگرد. امین به پانزده سالکی به یک دختر دهاتی ازدواج کرد او دختر را گاهی وقت ندیده بود بعداز یک سال از ازدواج اش. در زمان حکومت طالبان به پاکستان مهاجر شد در آن جاه امین سه سال را به پشت سر گذشتاند. امین در شهر گرم و سوزان پشاور دریک رستورانت چند وقت به نان خود کار می کرد . بعداز چند وقت دید ازاین کار چیزی ساخته نمیشود . فکر کرد که باید با یکی از شرکتهای قالین بافی برود و قالین بافی را یاد بگرد . بعداز چند مدت با یکی ازشرکت ها رفت به مدت چهار ماه امین قالین بافی را یاد گرفت . البته به تشویق منشی شرکت امین سه برادرخود را به شهر پشاوربخاطر یادگرفتن قالین بافی نزد خود خواست .امین دربخشهای هنر بسیار علاقه فراوانی نیز هم دارد. بعداز شکست حکمت طالبان همراه با سه برا

  

درش دوباره به وطن زیبا نزد پدر ومادر مهربانش برگشت بعداز چند مدت امین دوباره به کارهای روز مره پدرش کمک میکرد . زیاتر کار آسیاب را پیش میبرد. تا نوقت های شب امین با پدرش درآنجاه کار میکرد . بعضی اوقات خسته میشد یک تبله هم همرا با خود داشت آنرا مینواخت مکر پدرش ازاین کار ها ی هنری امین راضی نبود . امین بسیار زیاد هنر موسیقی را هم دوست داشت کگر پدرش مانع هنر موسیقی اش میشد چندین بار پدرش حالات موسیقی را شکستانده نزد امین پدر ومادر مقدس وهنر هم نزدش مقدس بود امین هیرت مانده بود . امین از هنر موسیقی گذشت رو بطرف هنری

رسامی کرد . به مدت بسیار کم هنر رسامی را نزد خود آموخت . دربین دولت ومردم بسیار مشهور شد به یک رسام موفق بعداز چندمدت از وزارت اطلاعات وفرهنگ یک تقدیر نامه بدست آورد. یک شب امین آسیا به عوض پدرش رفت درآنجاه بتنهای خود دوآسیا را بکار میانداخت درقریه بنام کارگر مشهورو دایم مصروف کاربود .امین به یک اوتاق بسیار قدیمی زنده گی میکرد به هرکار دست باز و کم کم به رادیو سازی علاقه داشت میخواست باید یک انجنیررادیوسازی باشد . امین نیز ازطرف پدرش در بخش هنر رسامی مانع شد. شروع بکارهای تخنیکی رادیو کرد درقریه شان رادیو هرکس خراب میشد نزد امین به ترمیم میآورد درین کارهم بسیار مشهور دربین مردم قریه شد . امین یک روز فکر کرد که باید یک فرسند رادیو اف ام بسازد وپول نداشت کار فرسنده کند توان و قدرت خرید سامان آلات رادیو را نداشت . رادیوهای بعضی ازمردم خراب میشد بنزدامین میآورد وبادی خالی آنرا به صاحبش مسترت میکرد .

بیاید ازنوشته های خود امین را بخوانیم

رادیوهای بعضی ازمردم قریه خراب میشد بترمیم ان به نزد من میآودند قابل ترمیم میشد ترمیم میگردم واگر نمیبود سامانهای مورد ضرورت خود را ازآن رادیو میگرفتم . یک روز یک سامان رادیو بکارشد پول نداشتم ازبازار خریداری کنم پدرم یک تیپ به خانه آورده بود دیدم خانه کسی نیست دفتن تیپ را بازکرده سامان های مورد ضرورت خودرا گرفتم دیدم که فرسنده خودساز کمی نتیجه داد . بعداز دو روز پدرم پرسید تیپ را چه کردی امین ؟ مه گفتم پدرجان سامان اش را مه گرفتم میخایم که یک استشن رادیوبسازم . گفت تو استشن رادیو، غال مغال کرد . برایم گفت ازین بعد ترا بخانه نبینم ذود ازخانه خارج شو ، بلآخره ازخانه رفتم به یک قریه دیگربمدت شش ماه درآنجا زندگی کردم بمدت شش ماه روزانه کارگری میکردم وازطرف شب کارهای تخنیکی خودرا میکردم . بلاخره یک استشن رادیو اف ام ساختم دوحویلی را تحت پوشش قرار گرفت هر شب بسیار به ذوق علاقمندی کارمیکردم بمدت سه ماه موفق به این شدم که یک قریه را تحت پوشش قرار دادم . ازاین کارمه ریئس اطلاعات وفرهنگ ولایت سمنگان خبر شد به دیدن استشن آمد ودید تشویق خالی کرد و بس . بمدت سه ماه دیگر هژده قریه ایبک را استشن ساخت خود قرارگرفت ، بعداز شش ماه دوباره به قریه خود ما نزد پدرومادر خود آمدم . درقریه آچمیلی نشرات خود را شروع کردم در ضمن نشرات رادیو قالین باقی هم میکردم ، شانزده ساعت نشرات داشتم وبرق آنرا از بطری میگرفتم مه دراین بخش تخنیک تنها رادیو نساختم 1 رادیو 2 کشتی توسط زغال سنگ حرکت میکرد 3 طیاره گک بسیار کوچک وغیره ... مشاویق اصلی مه آقای عبدالحق شفق والی اسبق سمنگان بود بسیارتشویق میکرد. بعداز چندین وقت سید مخدوم رحین وزیر وزارت اطلاعات وفرهنگ مرا به کابل خواست . بسیار تشویق کرد مگر پنج هزار افغانی تشویقی برایم داد درکابل چهارده روز درآنجا ماندم . بعداز 14 روز دوباره سمنگان آمدم بلاخره بعداز چند وقت درکابل دفتر انترنیوز را پیداکردم بار اول مجیب خلودگر را دیدم خود را معرفی کردم بسیار مرا تشویق کرد همین بایس شدکه رادیو صدای حقیقت درولایت سمنگان ایجادشد . رادیوصدای حقیقت مدت دوسال وهشت میشود به شهر ایبک فعالیت دارد. کارمندان رسمی رادیو هشت نقر وغیر رسمی شش نفر . کارمندان رادیوصدای حقیقت ترننگ دیده ی دفتر ( نی ) حمایت کننده رسانه های آزاد درافغانستان دربخش های مختلف تشکر ازدفتر نی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 23:55  توسط امین الله ( قیومی )  | 

مختصر معلومات راجع به تخت رستم

 

ولایت سمنگان که یکی از ولایات شمالی کشور میباشد با داشتن ساحات بایخی واستانی از اهمیت خاص برخوردار است که میتوان از هزارسم کوکجر ، هزارسم رویی دوآب ، غارقره کمر ، کهنه شهر رباتک ، مغاره های انجیر دره ، شاخ سفید چکاپ قفلانی ،تخت چنگیر در رویی دوآب ومهمتر از همه استوپه سنگی تخت رستم میباشد که بقریبا حدود یک نیم کیلومتر از مرکز شهر ایبک فاصله دارد . این آبده مخصوص وبزرگ عصر بودایی ها در ایبک که بشکل تخت از سنگ تراشیده شده به ماننند مجسمه بزرگ بامیان بی مانند بوده ودر نزدیک شهر ایبک اخذ موقع یموده است .

به عقیده ( موسیوفوشه )( تراشیدن وجور کردن استوپه ها از سنگ ها از زمانه های قدیم رواج داشته وبه عصر حاضر وابستگی ندارد ) اما استوپه سنگی تخت رستم که از چهار طرف خود توسط جرسنگی تراشیده شده وبه شکل استوپه در آمده است بشکل مدور که ارتفاع آن نو متر و قطر نود متر ودر بالای آن اتاق کوچکی است شش متر در شش متر بوده وداخل آن اتاق کوچک که یک متر و نود سانتی متر بوده ومحل مخصوص برای راهب بوده که نیز از سنگ تراشیده شده و دارای دو دهلیز یکی ورودی و دیگر خروجی میباشد وبه فاصله تقریبا یک صدو پنجاه متر پائین تر بپه نیمه سنگی ونیمه خاگی که شرقا" وغربا" امتداد یافته که در آن یک دهلیز یا دالان کلان میباشد که یک قطاار اتاق های زیاد ساخته شده که این سم های سنگی بشکل های مختلف کندن کاری شده و ساخته شده است واین اولین مغاره های است که بشل گرد و بیضوی ساخته شده است و ایبک یکی از مرکز تمدن عصر بودئیان وشاهراه عصر باختری اخذ موقیعت نموده است .

طوریکه پیشتر گفتیم نظر به عقیده موسیو فوشه عالم فرانسوی علت پیدا شدن شق دربین استوپه ، نرسیدن کمک و کمبود بودجه پولی آن از طرف اعانه دهنده گان کار آن معطل وناتکمیل باقی مانده و ظهور یفتلی ها نیز تاثیرات خویش را دارا میباشد وبه انی سبب جدس زده میشود که کار ساختمان استوپه سنگی تخت رستم در اوایل سالهای میلادی آغاز ودر نسمه قرن پنحم معطل گردیده البته نتنها کار ساختمانی استوگه سنگی تخت رستم بلکه کار آبادی وعمران عصر بودایی ها در سمنگان معطل قرار داده شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 6:34  توسط امین الله ( قیومی )  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 6:32  توسط امین الله ( قیومی )  | 

مختصر معلومات راجع به تخت رستم

ولایت سمنگان که یکی از ولایات شمالی کشور میباشد با داشتن ساحات بایخی واستانی از اهمیت خاص برخوردار است که میتوان از هزارسم کوکجر ، هزارسم رویی دوآب ، غارقره کمر ، کهنه شهر رباتک ، مغاره های انجیر دره ، شاخ سفید چکاپ قفلانی ،تخت چنگیر در رویی دوآب ومهمتر از همه استوپه سنگی تخت رستم میباشد که بقریبا حدود یک نیم کیلومتر از مرکز شهر ایبک فاصله دارد . این آبده مخصوص وبزرگ عصر بودایی ها در ایبک که بشکل تخت از سنگ تراشیده شده به ماننند مجسمه بزرگ بامیان بی مانند بوده ودر نزدیک شهر ایبک اخذ موقع یموده است .

به عقیده ( موسیوفوشه )( تراشیدن وجور کردن استوپه ها از سنگ ها از زمانه های قدیم رواج داشته وبه عصر حاضر وابستگی ندارد ) اما استوپه سنگی تخت رستم که از چهار طرف خود توسط جرسنگی تراشیده شده وبه شکل استوپه در آمده است بشکل مدور که ارتفاع آن نو متر و قطر نود متر ودر بالای آن اتاق کوچکی است شش متر در شش متر بوده وداخل آن اتاق کوچک که یک متر و نود سانتی متر بوده ومحل مخصوص برای راهب بوده که نیز از سنگ تراشیده شده و دارای دو دهلیز یکی ورودی و دیگر خروجی میباشد وبه فاصله تقریبا یک صدو پنجاه متر پائین تر بپه نیمه سنگی ونیمه خاگی که شرقا" وغربا" امتداد یافته که در آن یک دهلیز یا دالان کلان میباشد که یک قطاار اتاق های زیاد ساخته شده که این سم های سنگی بشکل های مختلف کندن کاری شده و ساخته شده است واین اولین مغاره های است که بشل گرد و بیضوی ساخته شده است و ایبک یکی از مرکز تمدن عصر بودئیان وشاهراه عصر باختری اخذ موقیعت نموده است .

طوریکه پیشتر گفتیم نظر به عقیده موسیو فوشه عالم فرانسوی علت پیدا شدن شق دربین استوپه ، نرسیدن کمک و کمبود بودجه پولی آن از طرف اعانه دهنده گان کار آن معطل وناتکمیل باقی مانده و ظهور یفتلی ها نیز تاثیرات خویش را دارا میباشد وبه انی سبب جدس زده میشود که کار ساختمان استوپه سنگی تخت رستم در اوایل سالهای میلادی آغاز ودر نسمه قرن پنحم معطل گردیده البته نتنها کار ساختمانی استوگه سنگی تخت رستم بلکه کار آبادی وعمران عصر بودایی ها در سمنگان معطل قرار داده شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 6:25  توسط امین الله ( قیومی )  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 6:18  توسط امین الله ( قیومی )  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 6:3  توسط امین الله ( قیومی )  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 5:52  توسط امین الله ( قیومی )  | 

مختصر معلومات راجع به تخت رستم

 

ولایت سمنگان که یکی از ولایات شمالی کشور میباشد با داشتن ساحات بایخی واستانی از اهمیت خاص برخوردار است که میتوان از هزارسم کوکجر ، هزارسم رویی دوآب ، غارقره کمر ، کهنه شهر رباتک ، مغاره های انجیر دره ، شاخ سفید چکاپ قفلانی ،تخت چنگیر در رویی دوآب ومهمتر از همه استوپه سنگی تخت رستم میباشد که بقریبا حدود یک نیم کیلومتر از مرکز شهر ایبک فاصله دارد . این آبده مخصوص وبزرگ عصر بودایی ها در ایبک که بشکل تخت از سنگ تراشیده شده به ماننند مجسمه بزرگ بامیان بی مانند بوده ودر نزدیک شهر ایبک اخذ موقع یموده است .

به عقیده ( موسیوفوشه )( تراشیدن وجور کردن استوپه ها از سنگ ها از زمانه های قدیم رواج داشته وبه عصر حاضر وابستگی ندارد ) اما استوپه سنگی تخت رستم که از چهار طرف خود توسط جرسنگی تراشیده شده وبه شکل استوپه در آمده است بشکل مدور که ارتفاع آن نو متر و قطر نود متر ودر بالای آن اتاق کوچکی است شش متر در شش متر بوده وداخل آن اتاق کوچک که یک متر و نود سانتی متر بوده ومحل مخصوص برای راهب بوده که نیز از سنگ تراشیده شده و دارای دو دهلیز یکی ورودی و دیگر خروجی میباشد وبه فاصله تقریبا یک صدو پنجاه متر پائین تر بپه نیمه سنگی ونیمه خاگی که شرقا" وغربا" امتداد یافته که در آن یک دهلیز یا دالان کلان میباشد که یک قطاار اتاق های زیاد ساخته شده که این سم های سنگی بشکل های مختلف کندن کاری شده و ساخته شده است واین اولین مغاره های است که بشل گرد و بیضوی ساخته شده است و ایبک یکی از مرکز تمدن عصر بودئیان وشاهراه عصر باختری اخذ موقیعت نموده است .

طوریکه پیشتر گفتیم نظر به عقیده موسیو فوشه عالم فرانسوی علت پیدا شدن شق دربین استوپه ، نرسیدن کمک و کمبود بودجه پولی آن از طرف اعانه دهنده گان کار آن معطل وناتکمیل باقی مانده و ظهور یفتلی ها نیز تاثیرات خویش را دارا میباشد وبه انی سبب جدس زده میشود که کار ساختمان استوپه سنگی تخت رستم در اوایل سالهای میلادی آغاز ودر نسمه قرن پنحم معطل گردیده البته نتنها کار ساختمانی استوگه سنگی تخت رستم بلکه کار آبادی وعمران عصر بودایی ها در سمنگان معطل قرار داده شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 5:19  توسط امین الله ( قیومی )  | 

کارشناسان شرکت کننده:


1-
آقاي صالح محمد ريگستاني (نماينده پارلمان افغانستان
)
2 -
آقاي دكتر اكبر زيوري (مدير مسئول سايت تحليلي پيمان ملي در افغانستان و آقاي اسحق نگارگر نويسنده و تحليل گر افغان در لندن
)

با تدوين و تصويب قانون جديد مطبوعات در افغانستان در سال 1381 خورشيدي، فعاليت مطبوعات و رسانه هاي صوتي و تصويري در اين كشور با رعايت اصل آزادي بيان و حفظ اساسات دين مقدس اسلام، آزاد اعلام گرديد
.
اما با وجود فوايدي اين قانون در بيان حقايق جامعه و انتقاد از مسئولين و اوضاع كشور، ضررهايي را نيز با خود به همراه داشت. سوء استفاده از آزادي بيان در مطبوعات و برخي رسانه ها و بي توجهي به اعتقادات ديني و ارزشي مردم، چالشي را در عرصه فرهنگي در افغانستان بوجود آورد كه تاكنون نيز به نوعي ادامه دارد
.
در بخش كارشناسي برنامه به بررسي بيشتر آزادي مطبوعات در افغانستان و مشكلات آن خواهيم پرداخت
.
در ابتداي بحث آقاي زيوري وضعيت آزادي بيان و مطبوعات را در افغانستان بي سابقه مي داند. اما معتقد است كه مسئولين گوش شنوايي براي شنیدن انتقادات ندارند .آقاي زيوري مي گويد؟


زيوري( وضعيت آزادي بيان در 6 سال اخير در افغانستان واقعاً در تاريخ کشور بي سابقه است. و گسترش رشد كمي و كيفي در مطبوعات كشور به وجود آمده و فضاي آزاد سياسي بعد از پروسه بن اين امكان را به مطبوعات و خبرنگاران داد؛ كه بتوانند با آزادي تمام مطالب را عنوان كنند.
اما در كنار اين جنبه مثبت، مسائل ديگری هم وجود دارد كه بايد به آن توجه شود. مهم ترين اين مسائل اين است كه تجربه شش سال اخير نشان داد كه با وجودي كه مطبوعات در افغانستان آزادي های زيادي دارند، ولي مسئولين مملكتي گوش شنوايی در برابر مطبوعات آزاد ندارند. گويا اين طور مي خواهند بگويند كه شما اهالي مطبوعات هر چه دل تنگتان مي خواهد بگوئيد و ما هم هر كاري كه خواستيم مي كنيم، يعني عملكرد مسئولين، هيچ ارتباط مستقيمي به انتقادات منتشره در مطبوعات آزاد افغانستان ندارد و اين نقطه ضعفي است كه در روابط بين مطبوعات و دولت به وجود آمده است
.)

در خصوص توسعه مطبوعات در افغانستان آقاي صالح محمد ريگستاني نماينده پارلمان اين كشور مهم ترين دستاورد دولت افغانستان را رشد مطبوعات مي داند و مي گويد
:
ریگستانی(يگانه دستاورد نظام جديد در افغانستان آزادي بيان است و در اين قسمت مطبوعات داراي آزادي زيادي هستند، چرا كه آزادي بيان فراوان است و امكانات دسترسي مردم به مطبوعات، زياد است كه اين پيشرفت خوبي است و اميدوار هستيم كه اين قضیه ادامه پيدا كند
.)
و اما سوال اساسي در خصوص آزادي مطبوعات در افغانستان اين است كه اهالي مطبوعات و فرهنگ افغانستان از فرصت بوجود آمده در عرصه آزادي بيان و فعاليت مطبوعاتي چه استفاده مطلوب و سازنده اي را براي رشد فرهنگ و ايجاد وحدت ملي در افغانستان داشته اند؟ اين هم پاسخ دكتر زيوري

زیوری( به نظر من مسائل بسيار مهمي مانند فرهنگ و وحدت ملي؛ فقط وظيفه خبرنگاران و اهالي فرهنگ به تنهايي نيست، بلكه به عملكرد دولتمردان و سياسيون و همچنين جامعه جهاني بر مي گردد. اين ها تا چه اندازه روي يك چارچوب، كه منافع ملي افغانستان نامیده می شوند، حركت مي كند، و چطور در انجام وظایف محولۀ خود، در عرصه های مختلف، مانند، آموزش، بازسازي ، مسائل اشتغال و فرصت هاي شغلي به مردم مناطق مختلف و مسائل امنيتي فعالیت می نمایند تا فرهنگيان نیز بتوانند واقعیات موجود در جامعه را به نشر رسانند و در نتيجه فرهنگ ملي را ترويج نمايند. بنابراين در جواب سئوال شما كه فرهنگيان تا چه اندازه موفق شدند كه فرهنگ ملي و وحدت ملي را از طريق نشرات آزاد انكشاف بدهند، من فكر مي كنم كه آنها در حد همان محدوديت هاي بسيار زيادي كه دارند تا اندازه موفق شدند كه گفتمان ملي و فرهنگ ملي را از ديدگاه هاي مختلف مشاركت ملي ترويج كنند و اين ديدگاه، باز هم در تاريخ افغانستان بي سابقه است. اينها این کار را، با توجه به محدوديت هايي كه دارند، به نحو احسن انجام داده اند. ولي تكوين يك گفتمان جامع و يك اجماع كلي در مورد فرهنگ ملي نه در سطح دولتمر

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 5:11  توسط امین الله ( قیومی )  | 

آسیب شناسی مطبوعات در افغانستان

 
اشاره: به مناسبت سومی می یا روز جهانی آزادی مطبوعات همایشی با حضور ژورنالیستان و مسوولین امور فرهنگی و مطبوعاتی در کابل برگزار شد که در آن پیام حامد کرزی رییس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان، کوفی عنان و دبیرکل یونسکو به مناسبت این روز خوانده شد و سپس تعدادی از ژورنالیستان کشور در گفتمانی زیر عنوان " آسیب شناسی آزادی مطبوعات در افغانستان" به بحث درباره مهم ترین مشکلات و چالش های مطبوعات در کشور پرداختند که گزارش آن را می توانید در زیر بخوانید
:

یکی از دستاوردهای مهم مردم افغانستان در چهار سال گذشته گسترش رسانه ها و تامین آزادی بیان بوده است
.

با آمدن موج تغییرات جدید در کشور و بذل توجه جامعه جهانی به مساله افغانستان فعالیت مطبوعات آزاد از رونق فوق العاده یی در کشور برخوردار شد
.

دست اندرکاران مطبوعات جدید که طعم تلخ چند دهه حاکمیت های اقتدار گرا و خودکامه را در خاطره داشتند با استفاده از فضای نو، قدرتمندانه وارد کارزار مطبوعاتی شدند و فصل پرباری را در تاریخ مطبوعات افغانستان و منطقه رقم زدند. تا جایی که می توان گفت مطبوعات افغانستان هیچ گاه در تاریخ پر فراز و نشیبش از چنین آزادی و کثرت و تعدد برخوردار نبوده است
.

این دستاورد تا حدی پر اهمیت است که می توان گفت آزادی موجود حتا در منطقه و در بین کشورهای پیرامونی یگانه است
.

مطبوعات افغانستان علی رغم کاستی ها در چهار سال گذشته در پرتو فضای موجود تاثیر فوق العاده یی از خود در جامعه افغانستان گذارده اند
.

نقد حاکمیت، پاسداری از ارزش های انسانی و دموکراتیک، تاختن بر بی عدالتی ها، افشای زشتی ها، رهنمونی به سمت اصلاح و فلاح، رسواسازی جنگسالاران و تفنگ مداران از دستاوردهای کلان مطبوعات افغانستان در چهارسال گذشته بوده اند
.

با این همه مطبوعات افغانستان هنوز هم برای ادامه کار با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم می کنند و نمی توان گفت که تمام چالش ها از سر راه آن ها پس شده است
.

سوم می یا روز جهانی مطبوعات آزاد فرصت مناسبی را فراهم آورد که ژورنالیستان افغانستان و دست اندرکاران رسانه های جمعی کشور در وزارت فرهنگ و جوانان گردهم آیند و ضمن تجلیل از این روز گفتمانی را زیر عنوان " آسیب شناسی آزادی رسانه ها " به راه اندازند
.

در این همایش داکتر سید مخدوم رهین سرپرست وزارت فرهنگ و جوانان ضمن ستایش از این روز و دستاوردهای ژورنالیستان، نهادینه شدن مطبوعات را مهم ترین چالش برای حال و آینده دانست. به گفته آقای رهین هر قدر که نظارت و کنترول دولت بر رسانه ها کاهش یابد به همان نسبت دموکراسی و آزادی بیان در کشور پایه گرفته و نهادینه می شود
.

و اما ژورنالیستان افغان در همایش بحث هایشان پیرامون آسیب شناسی آزادی رسانه ها را در پنچ محور اساسی تنظیم کردند که عبارت بودند از : حرفوی بودن، تعمیم آزادی بیان، دسترسی به معلومات، خودکفایی و تهدیدهای امنیتی
.

به گفته دانش کروخیل رییس آژانس خبر رسانی پژواک عده یی از ژورنالیستان در این اواخر اصل بی طرفی را رعایت نکرده اند: " به نظر من برخی رسانه ها آهسته آهسته معیار بی طرفی خود را از دست می دهند. در طول دو ماه گذشته بعضی نشریات از برخی وزیران طرفداری کردند و با بعضی دیگر مخالفت کردند. این مساله خود ناتوانی رسانه ها را می رساند. هنوز تعدادی از نشریات از حکومت پشتیبانی می کنند و همین طور تعدادی هم از پارلمان طرفداری می کنند
."

آقای کروخیل همچنین مسوولیت رسانه های افغانی را در درج آمار و ارقام درست مهم خواند و گفت نشریات ما نباید مانند نشریات کشور همسایه؛ پاکستان عمل کنند که با اغراق در آمار موجب مغشوش شدن ذهنیت افغان ها می شوند
.

و اما تعمیم آزادی بیان و فعال کردن مطبوعات ولایتی و رساندن مطبوعات نشر شده در کابل به ولایات یکی از دغدغه های همیشه گی دست اندرکاران مطبوعات در کشور بوده است
.

داد نورانی مدیر مسوول هفته نامه پیشرو در این ارتباط می گوید: " جغرافیای افغانستان را ولایات آن می سازد و وزمانی می تواند واقعیت ها انعکاس داده شود که آزادی بیان راه خود را به طرف ولایات باز کنند
."

به گفته آقای نورانی در حالی که ژورنالیستان ولایات منتظر دریافت مطبوعات چاپی از کابل می باشند تنها نشریه انیس به دسترس آن ها قرار می گیرد. به گفته وی یک نشریه چاپی در قندهار وجود ندارد و ژورنالیستان این ولایت به سختی از سوی مسوولین و زورمندان این ولایت تهدید به مرگ می شوند تا از انجام هر گونه فعالیت مطبوعاتی اجتناب بورزند
.

با این همه دسترسی به معلومات یکی از چالش های عمده فرا راه مطبوعات افغانستان در چهار سال گذشته بوده است که به گفته باری سلام مسوول صبح بخیر افغانستان کمتر به آن پرداخته شده است: " بیشتر واقعیت ها در جامعۀ ما، بدبختانه، اسرار هستند که باید کتمان و پنهان شوند. چگونه اسراری: اسرار فساد اداری، اسرار کارنامه های ننگین و زشت، اسرار حق تلفی و مردم آزاری، اسرار زدن و کشتن و از این گونه اسرار که کسی حق دانستن و گفتن آن ها را ندارد. پس آن چه باقی می ماند، بیشترینه معلومات فرمایشی و تشریفاتی است که به عوض واقعیت ها نشر می شوند و چنان می نماید که همه کارها به صورت درست و بایسته انجام می شده و آب از آب تکان نخورده است
."

آقای سلام برای رفع بحران دسترسی به اطلاعات و نشر معلومات پیشنهاد کرد: " نخستین اقدام، رواج دادن ژورنالیزم تحقیقی است. هرچند این اقدام با مخاطره های زیاد همراه است و امکانات بیشتر می طلبد اما موثرترین نوع ژورنالیزم برای دسترسی به اطلاعات به اصطلاح ممنوعه و نشر آن ها است
.

دوم، همکاری و هماهنگی بین رسانه ها و تبادلۀ معلومات در مورد قضایای مهم برای دستیابی به اسناد و حقایق پوشیده است. سوم، اعمال فشار بالای دولت برای رعایت از مفاد قانون رسانه های همگانی در بارۀ فراهم آوری معلومات برای مردم از طریق رسانه ها است
.

و در نهایت، کار در جهت تدوین و تصویب قانون آزادی اطلاعات که در آن دسترسی به اسناد دولتی با درنظرداشت معیارهای لازم تضمین شود و مقامات و نهادهای دولتی مکلف شوند تا از طریق رسانه ها حساب و کتاب کارهای شان را به ملت بدهند
."

از طرفی خود کفایی مطبوعات در افغانستان یکی از مواردی بوده که همواره توجه گرداننده گان رسانه های آزاد را در افغانستان به خود معطوف کرده است
.

این درحالی است که در چهارسال گذشته بیشتر نشریات چاپی و رسانه های صوتی و تصویری در افغانستان متکی به کمک های جامعه جهانی بوده است
.

آقای فهیم دشتی مدیر مسوول هفته نامه کابل در سخنانش با تاکید بر این که آزادی مطبوعات بدون خود کفایی آن ها تامین شده نمی تواند به تجربیات خودش در هفته نامه کابل برای خود اتکایی این هفته نامه اشاره کرد: " ما اولین تجربه خودکفایی را در مطبوعات افغانستان داریم و گفته می توانیم که در طول یک صد و سی و چند سالی که از وجود مطبوعات در افغانستان می گذرد یگانه نشریه یی که از لحاظ اقتصادی به خودکفایی رسیده است نشریه است که من کارش را پیش می برم." ( هفته نامه کابل
)

به گفته آقای دشتی وی و همکارانش در این مدت در هفته نامه کابل تلاش کرده اند تا به هر شکل ممکن خواننده گان و اعلان دهنده گانشان را راضی نگهدارند
.

و اما پاسداری از آزادی بیان و کار آزاد مطبوعاتی موهبتی نبوده که مفت به دست آمده باشد. ژورنالیستان افغانستان در چهار سال گذشته برای رساندن حقایق به مردم با فشارهای زیادی از سوی هم مقامات دولتی و هم مخالفان آن ها و همینطور زورمندان محلی روبرو بوده اند طوری که آن ها برای غرس نهال آزادی در کشور، آماج خشونت های فراوانی هم قرار گرفته اند
.

رحیم الله سمندر رییس کمیته دفاع از ژورنالیستان افغانستان هم در سخنانش در همایش، سال گذشته را پر مخاطره ترین سال برای مطبوعات افغانستان خواند. آقای سمندر گفت که در سال گذشته بیش از پنجاه حادثه در تمام افغانستان علیه ژورنالیستان روی داده است که از جمله سه مورد منتهی به قتل آن ها شده است
.

در همین حال کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان سال گذشته را پر چالش ترین سال در راستای آزادی مطبوعات و مصونیت های ژورنالیستان خواند
.

این کمیسیون در یک بیانیه خبری که به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات منتشر کرد، آزادی بیان و بهبود و وضعیت مطبوعات در افغانستان را خوش بین کننده خواند اما از بیشتر از 20 مورد تخطی جدی آزادی مطبوعات، تهدید، حمله و فشار آوردن به ژورنالیستان خبر داد
.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 5:9  توسط امین الله ( قیومی )  | 

حملات طالبان

طالبان با هدف قرار دادن لاری های بسیار سنگینی که به گذرگاه خیبر آهسته آهسته نزدیک می شوند وسایل و تجهیزات بدست آمده آن ها را سرقت نموده و آن ها را در بازارهای محلی به فروش می رسانند و از این راه برای ادامه عملیات هایشان درآمد کسب می کنند.

یک تن از افراد قبایلی که از شهرت زیادی برخوردار بوده اما نخواست نامش فاش شود در گفتگو با روزنامه ساندی تلگراف گفت که در آینده نزدیک ارتش پاکستان کنترول این گذرگاه را از دست خواهند داد.

وی ادامه داد شما اکنون می بینید که در دو طرف این گذرگاه لاشه های موترهای لاری دیده می شوند که با راکت از بین رفته اند اما به زودی ارتش پاکستان بقایای این موترها را از صحنه پاک خواهند کرد تا نشان دهند که هیچ اتفاقی در نزدیکی این گذرگاه نیفتاده و آن ها بر این مسیر کنترول دارند در واقع این کار روزانه ارتش پاکستان است تا اوضاع را عادی جلوه دهد ولی من به شما اطمینان می دهم که دیری نخواهد گذشت که ارتش پاکستان کنترول خود را بر این مسیر از دست خواهند داد.

اگر چه شمار حملات بر این کاروان های تدارکاتی، از جمله امور سری و نظامی است؛ اما این مرد قبایلی به روزنامه تلگراف گفت که حمله بر این کاروان ها دیگر یک امر روزانه شده و در اوایل سال جاری در یک حمله 42 تانکر نفتی از بین برده شدند.

رانندگانی که در این مسیر کار می کنند برای این که تن به این کارها بدهند پول زیادی دریافت می کنند.

زیرا جان آن ها با خطر مرگ روبه رو است یک تن از این رانندگان به نام مومن خان درویش می گوید اگر در پاکستان خطرناک تر از این شغل وجود دارد می خواهم بدانم که نام آن شغل چیست زیرا به نظر من هیچ وظیفه ای خطرناک تر از وظیفه رانندگی در این مسیر نمی باشد شمار دیگری از رانندگان می گویند که آن ها نامه هایی را دیده اند که به پشت موترهایشان زده شده بود و در آن نوشته شده بود که در صورت ادامه کار در این مسیر کشته خواهند شد.

نزدیک به 70 درصد سوخت مورد نیاز، غذا و پوشاک نیروهای ناتو از طریق موترهای باربری در بندر کراچی بارگیری شده و سپس از طریق همین گذرگاه خیبر که مسیر بسیار خطرناکی است عبور کرده تا به کابل برسد. اوایل امسال امید هایی وجود داشت که روسیه به تجهیزات مورد نیاز نیروهای ناتو از خاک خود اجازه عبور خواهد داد اما این امید ها نیز اکنون بعد از جنگ روسیه با گرجستان به یاس و ناامیدی مبدل شده است.

تاکتیک های طالبان در حمله به این موترهای اکمالاتی شباهت زیادی به حملات چریکی مجاهدین افغان در زمان جنگ با روسیه دارد که در آن زمان مجاهدین افغان به موترهای تجهیزاتی قوای روسی حمله می نمودند.

در واقع گروه هایی که به این گونه حملات دست می زنند جنگ سالارانی هستند که تابعیت پاکستانی داشته و مجهز به سلاح های سنگین می باشند و در عقب دروازه های شهر پیشاور در کمین نشسته اند.

به نقل از روزنامه ساندی تلگراف انگلستان

برگردان : نصیراحمد یعقوبی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 5:3  توسط امین الله ( قیومی )  | 

کرزی حمایت مردم را به سرعت از دست میدهد

 

انديا نيوز در صفحۀ انترنتي اش مينگارد حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان پشتيباني از مردم را در بازارهاي شهرکابل بسرعت از دست ميدهد چونکه مردم او را از نبودن امنيت، تقويۀ خشونتهاي طالبان ميدانند در حاليکه تعداد زياد قواي خارجي دران کشور موجود است.

ميسي اميري يکي از باشندگان کابل که در سال ۱۹۵۷ بدنيا آمده و کشورش را هرگز ترک نگفته است ميگويد کرزي از وقتي که رئيس جمهور انتخاب شد هرگز غم مردم را نخورده بلکه در جستجوي خوش ساختن حامي هاي خارجي اش است.

او که يک دکان سامان برق فروشي در کابل دارد ميگويد من از دوران شاه، بعداً کمونستها که از شوروي حمايت ميشدند و بعداً مجاهدين روي کار آمدند در همين شهر بوده ام اما هيچوقتي رهبري را نديده ام که به اندازۀ کرزي ضعيف الاراده باشد.

مردم کابل در شرايط فعلي نه تنها از شورشيان طالب در هراس اند بلکه از دسته امنيتي مربوط ملل متحد، ناتو و آيسف نيز در تشويش زندگي ميکنند.

در هرتعمير که خواه آن تعمير بانکي باشد يا سفارت يک کشور خارجي و يا نمايندگي ملل متحد، شفاخانه و يا تعميرهاي شخصي، مامورين امنيتي را مشاهده مينمائيد که دشت هايشان در ماشۀ سلاح هاي اتوماتيک شان آمادۀ فير اند.

روزنامۀ کرسچين ساينس مانيتور مينويسد مامورين برجستۀ نظامي وزارت دفاع جهت بهبود بخشيدن وضع رو به زوال امنيت در افغانستان، مسئلۀ فرستادن چه تعداد قوا و به چه زودي اين قوا را به آنکشور بفرستند، به مباحثه پرداخته اند.

اما با وجود آنکه فشار براي متوقف ساختن خشونت ها در منطقه افزايش يافته است در وزارا دفاع ايالات متحده اين تشويشها بيشتر گرديده که فرستادن قواي بيشتر محض يک اقدام علاج مؤقت براي نبودن يک ستراتيژي پايدار تلقي خواهد گرديد.

يک مامور عاليرتبۀ وزارت دفاع اظهار داشت ما خود را به اين حقيقت قناعت داده ايم که فرستاده بيشتر قوا اکسيري براي تغير دادن ستراتيژيست و اين مسئله خود شکل ستراتيژي را گرفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 5:1  توسط امین الله ( قیومی )  | 

مــولــوی مـحــمـــــد امـــیـــــن قـــربــت انــد خــویــی

مــولــوی مـحــمـــــد امـــیـــــن قـــربــت انــد خــویــی

 

مـولانـا مـحــمـد امـیـن قـربـت 1288 شــمــسی (1327 قــمـری گه ماس)، بـخـارا

نـیـنگ خـواجــه زامـــوچـه تـومـانـیـده بـیـر عـلـم ســـــیـور عـایـلـه ده تـوغـیـلـدی

آته سـی صـدرالـعـلـمـا مـولانـاغـیـاث الـدیـن اعـلـــم بـخـاری "ثـاقـب" تـخـلــــصـی

بـیـلـن اوزدوریـده بـخـارا نـیـنگ یـوکـســک مـقـام وتـانـیـلـگـن عـالـمـلــریـدن ایـدی.

آنـه سـی مـیـرســـیـد شــمــس الــدیـن نـیـنـگ قــــیـزی و مـیـر سـیـد شـریـف الـدیـن

جــرجـانی نـیـنگ نـبـیـره سـی ایـردی بـیـلـن اویـلـنـگـن ایـدی، و جـرجـانی نـیـنـگ

اوزی هــم بـیـر قـانـچـه کـتـاب نـیـنگ مـؤلـفـی ایـردی.  جـمـلـه دن مـنـطـق نـیـنگ

شـرح مواقـفـی مـشـهـور. تورت یاشـیـده ایکـن آته سـی رحـمـت حـق گه یتـیـشـگـن.

بـو الـمــلـی حـادثـه دن ســونـگـره بـوتـون تـعـلـیـم و تـربـیـه سـی بـویـوک مـامــه و 

تاغـه  سـی مـرحـوم مـیـرعـنـایـت الله گـه کـیـم مـیـر ســـیـد جـلال الـــدیـن بـخـاری

نـیـنـگ اوغـلـی و آتاسـی هـم بخـارا ده تـانـیـلـگـن و عـزتـلـی عـایـلـه لـردن ایـردی 

قـالـه دی. بـیـش یـاشـیـده خـط اوقـیـشـنـی اورگـنـیـب و قـاری حـبـیـب الله دن درسـلـر

آلـگـن. یـیـتـی یـاشـیـده قـرآن کـریـم اورگـنـمـاقـگـه کـونگـول قـویـگـن و تـقـریـبـاً 9

یـاشـیـده سـواد نـعـمـتـی دن بـرخـوردار بـولـگـن. دیـنـی بـیـلـم لـرنـی اورگـنـگـنـدن سـونـگ امـه کـی سـی (کـاکـاسـی و یا ابـه سـی) دامـلا عـبـدالـشـکـور نـیـنگ یـانـیـده عـربـچـه نـی درس آلـدی.

اسـتـاد قـربـت اوز عـلـمـی سـویـه سـی نی ارتـیـریـش نـیـتـیـده 18 یـاشـیـده بـخـارا نـیـنـگ مـیـر عـرب مـدرسـه سـیده دامـلا بـرهـان الـدیـن اسـود دن نـحـو بـیـلـم لـری درسـیـنـی آلـه دی و 3 یـیـلده کـوپ کـتـابـلـرنـی توگـه تـیـب، جـامـی نـیـنگ شـرحـی و تـورت حـاوشـی سـیـنـی اورگـنـدی. اسـتـاد قـربـت اوشـبـو اولـوغ اسـتـاد نـیـنگ یانـیـده قـالـیـب اوقـیـش لـرینی تـوگـتـمـاق نـیـتـیـده ایـردی، امـا بـیـرتـورلـی مـعـذرتـلـردن طـفـیـلـی بـو مـقـصـد گـه کـامـیـاب بـوله آلـمـه دی.

اسـتـاد قـربـت 1310 شـمـسـی یـیـلـی 22 یـاشـیـده ایـدی، بـخـارا دن انـدخـویگـه کـوچـیـب، گـذر نـجـارخـانـه ده اسـتـقـامـت قـیـلـه دیـلـر. اوشـبـو یـیـرده هـم اورگـنـیـش اوچـون صـبـر سـیـز قـدیـریـشـلـر قـیـلـه دیـلـر. ش 1311 یـیـلـیـده زمـان عـلامـه لـریـدن بـولـگـن مـولانـا نـظـام الـمـلـت والـدیـن "دامـلا نـظـام الـدیـن" بـخـارا دن کـیـلـیـب و مـدرسـه بابا ولـی انـدخـویـده اوقـوتـوچـیـلـیـک گه بـاشـلـه یـدیـلـر. اسـتـاد قـربـت اوشـبـو اسـتـادنـیـنگ آلـدیـده تـیـزه چـوکـیـب ایـلـک شـمـســـیـه نـی و سـونـگـره ایـسـه قـطـبـی ایـلـه تـورت حـواشـیـی سـی کـبـی زمـانـوی کـتـابـلـرنـی 3 یـیـلـده تـوگـتـه دی.

ش 1316 ده دامـلا نـظـام الـدیـن، انـدخـوی دن حـرمـیـن شـریـف نـیـنگ زیـارتـیـگـه قـصـد قـیـلـیـب و بـیـر نـیـچـه یـیـل اسـتـقـامـتـدن سـونـگـره حـرمـیـن شـریـفـده وفـات قـیـلـه دی. اوشـبـو حـادثـه اسـتـادنـی کـوپ قـایـغـو و الـمـگـه قـویـوب، اوشـبـو شـعـر ده اوز قـیـغـو و تـوشـیـنـچـه لـریـنـی گـوزه ل بـیـر شـکـلـیـده آچـیـقـلـه گـن:

نـالـه مـا تـا ســــحــر در پـرده هــای راز مـانـد              تـار ایـن الـفـت نـمـی دانـم چـرا بـی سـاز مـانـد

در تـعـلـق آنـقــدر افــسـرده طـبـعـی رخ نـمــود              مـرغ دل از نـارسـایـی حـیـف از پـرواز مـا نـد

کـی شـود انـجـام یـارب در بـهـــار دل خـو شـی                         مـطـلـب مـا چـون الـف در نـقـطـه آغـاز مـا نـد

در نـظـر قـــربـت اجـابـت دور بـود از آه مــــن             چـنـد گـاهـی نـالـه ام در پـرده بـی آواز مـا نــــد

اوشـبـو واقـعـه دن بـیر یـیـل سـونـگـره اسـتـاد قـربـت یـنـگـی بـیـلـیـم لـرنـی اورگـنـیـش اوچـون انـدخـوی دن آقـچـه گـه یـول آلـیـب و چـارشــنـغـوی قـیـشـلاغـی نـیـنـگ مـدرسـه سـیـده قـاری دامـلا حـبـیـب الله دن (وفـات 1327 ش) درس آلـه دی. قـاری حـبـیـب الله انـدخـوی خـلـقی نـیـنگ ایـسـتـگـی بـیـلـن 1320 ش یـیـلـیـده انـدخـویـگه کـیـلـه دی و مـدرسـه شـهـبـاز خـان که مـدرسـه کـهـنـه اسـمـی بـیـلـن مـشـهـور ایـدی، اســتـقـامـت قـیـلـه دی. اسـتـاد قـربـت بـیـش یـیـل بـویـیـچـه درس آلـیـب و اوشـبـو مـدت ده تـفـســیـر عـلـمـی نـی، اصـول فـقـه، عـقـایـد، کـلام، حـکـمـت، تـصـوف، بـدیـع، بـیـان و بـاشـقـه عـلـم لـرنـی اورگـنـدی. قـاری دامـلا حـبـیـب الله یـانـیـدن اوتـوزتـورت یـاشـیـده فـراغـت آلـیـب و اسـتـاد نـیـنـگ بـوتـون اورگـنـیـش دوره سـی بـیـش یـاشـیـدن بـاشـلـه ب ایـگـیـرمـه تـوقـوز یـیـلـنـی احـتـوا قـیـلـه دی.

اسـتـاد قـربـت اوز تـحـصـیـلـی نـی تـوگـتـگـنـدن سـونـگ کـهـنـه مـدرسـه ده تـعـلـیـم بـیـریـشـه گـه بـاشـلـه یـدی. امـا اوز ساغـلـیک مـعــما لـری طـفـیـلـی 1326 ش یـیـلـیـده کـابـل گـه کـوچ قـیـلـیـشـگـه مـجـبـور بـولـه دی. کـابـل ده کـوچـلـی عـالـم مـولـوی غـلام نـبـی کـامـَوی (وفـات 1349 ش) بـیـلـن اوچـره شـیـب و اشـبـو عـالـمـده کـتـاب شـرح اشـارات، عـلـوم عـقـلـی و نـقـلـی نـی اورگـنـیـب شـهـادت نـامـه آلـه دی. ســـونـگـره مـدرسـه  اوزبـکـان (عـاشـقـان و عـارفـان) ده و مـسـجـد درخـت شــیـنـگ ده خـطـابـت بـیـلـن ایـشـگـه بـاشـلـه یـدی. اسـتاد نـیـنـگ عـایـله سـی 1328 ش یـیـلـیـده اسـتـاد بـیـلـن اوچـره شـیـب و گـذر قـاضـی فـــیــض الله ده یـه شـب تـوره دی. اسـتـاد قـربـت 1346 ش ده حـج قـیـلـیـش اوچـون بـیـت الله شـریـف گـه کـیـتـه دی و اوز زمـان نـیـنگ کـوچـلـی قـاری سـی بـولـگــن شـیـخ ابـوالـحـســن قــــرا بـیـلـن تـانـیـشـه دی. قــرا اسـتـادنـیـنـگ فـکـر، ذهـن و اسـتـعـداد یـدن کـوپ حـیـرتـگـه قـالـیـب قـرائـت و ادعـیـه خـوانـی اوچـون هـم رخـصـت بـیـره دی. اسـتـاد اوشـبـو اوچـره شـونـی شـونـداغ بـیـان قـیـلـه دی:

عـالـمـی را د یــــده ام شــد غـــرق دردریـای جــهـل                         مـن زدانـــش تـا ســلامـــت بـگـذرم پــل بـســـتـه ا م

اسـتـاد قـربـت 1302 ش یـیـلـیـده کـه اون بـیـش یـاشـیـده ایـردی، شـعـر یـازیـشـگـه بـاشـلـه گـن. شـیـریـن سـوزلـی شـاعـرلـرنـیـنگ دیـوانـلـری نی اوقـیـب اوز مـعـلـومـات و سـویـه سـیـنی آرتـیـرگـن. اوز ایـتـیـشـلـریگـه قـره گـنده ، شـمـس الـدیـن مـحـمـد (شـاهـیـن)، قـاضـی قـربـان (فـطـرت)، حـاجـی نـعـمـت الله مـحـتـرم و مـلا مـحـمـدامـیـن حـکـیـم (امـیـن) حـقـیـده یـازگـن اوشـبـو شـعـر، بـیـریـنـچـی بـیـتـلـر ایـکـن:

فــطـرت و شــاهــیـن و ســوم مـحـتــرم                              هـرسـه فــریـد الـفــضـــلا، چـــارمــیــن

بـه بـود از هــرســه بـهــــرسـه صـفــت                              در غــزل و وصــف و ذکــاوت امــیـــن

 

اوشـبـو گـونـدن اسـتـاد اوز شـعـر قـریـحـه سـیـنـی بـیـلیـب شـعـر یـازیـشـگـه بـاشـلـه دی. اوز زمـان نـیـنـگ بـویـوک سـوز اسـتـاد لـری بـیـلـن تـانـیـشـیـب و صـحـبـت لـریـدن بـهـره آلـدی. 1305 شـمـسـی نـیـنـگ بـیـر گـونـیـده مـقـتـدر عـالـم و نـازک خـیـال شـاعـر دامـلا بـرهـان الـدیـن بـسـمـل بـیـلـن مـدرسـه مـیـر عـرب ده تـانـیـشـیـب شـعـر حـقـیـده مـعـلـومـات آلـه دی. اوشـبـو فـرزانـه اسـتـاد، اسـتـاد قـربـت نـیـنـگ تـیـز هـوشـلـیـک و اسـتـعـدادیـدن حـیـرتـگـه قـالـیـب، بـدیـع و بـیـان، قـافـیـه و عـروض اورگـنـیـشـیـنـی تـوصـیـه قـیـلـه دی. اسـتـاد قـربـت ایـلـک صـائـب اصـفـهـانـی ســبـکـیـده و سـونـگـره ایـسـه ابـوالـمـعـانـی بـیـدل نـیـنـگ طـرزیـده شـعـر یـازیـشـگـه بـاشـلـه دی. اســتـاد بـیـدل نـیـنـگ شـعـریـگـه عـاشـق و اونـیـنـگ پـیـرو لـریـدن ایـدی. اسـتـاد قـربـت نـثـر یـازیـشـده هـم بـیـدل نـی پـیـرولـیـک قـیـلـگـن و کـوپ دوسـتـلـریـگـه اوشـبـو اوسـلـوب بـیـلـن خـطـلـر یـازگـن. اسـتاد تـورلـی قـالـبـلـرده شـعـر یـازگـن، جـمـلـه دن قـصـیـده، غـزل، مـخـمـس، مـســدس، تـرجـیـع بـنـد، تـرکـیـب بـنـد، ربـاعـی، مـثــنـوی و بـاشـقـه قـالـبـلـربـولـیـب و هـمـه سـی بـیـش مـیـنـگ بـیـت دور. اوز شـعـرلـریـده عـلـمـی، اجـتـمـاعـی، فـلـســفـی، عـرفـانـی، اخـلاقـی و بـاشـقـه مـهـم مـوضـوعـلـرنـی ســیـغـدیـرگـنـدور. اسـتـاد قـربـت شـعـریـازیـشـدن بـاشـقـه، تـحـقـیـقـاتـلـر هـم قـیـلـگـن. جـمـلـه دن «فـضـیـلـت مـحـمـد بـر سـائـر انـبـیـأ» و «ظـهـیـر فـاریـابـی» تـورلـی گـازیـتـه و ژورنـال لـرده باسـیـلـگـن دور. «ظـهـیـرفـاریـابـی» تـحـقـیـقـاتـیـده فـاریـابـی نـی انـوری دن اوســتـون کـورگـن. مـولانـا نـورالـدیـن عـبـدالـرحـمـن جـامـی نـیـنـگ تـوغـیـلـگـن گـونـی مـنـاسـبـتـی بـیـلـن بـیـر تـحـقـیـقـی مـقـالـه و «تـطـبـیـق بـرهـان» اسـمـلـی اثـرلـری چـاپ بـولـمـه گـن.

1326 ش یـیـلـیـده اسـتـاد کـابـل گـه کـیـلـگـانـیـده ، ادبـی مـجـلـسـلـرده ابـوالـمـعـانـی لـقـبـی بـیـدل گـه بـیـریـلـمـه گـن ایـدی. اوشـبـو لـقـب نـی اسـتـاد قـربـت ایـلـک بـار ایـتـیـشـگـه آلـه دی و «عـرفـــان» ژورنـالـیـده ایـلـک بـار بـیـدل کـلـمـه سـیـدن آلـدیـن ابـوالـمـعـانـی اســتـفـاده بـولـه دی.

اسـتــاد ذولـســـانـیـن شـاعـر بـولـیـب، اوزبـیـکـچـه ده هـم شـعـرلـریـازگـن. اسـتـاد اولـوغ نـوایی، فـضـولـی و لـطـفـی هـروی کـبـی شـاعـرلـرنـیـنـگ دیـوانـی نـی کـوزدن کـیـچـیـرگـن و تـخـمـیـســلـریـازگـن.

اسـتـاد قـربـت اوزن یـیـلـردن بـیـری شــکـر «قـنـد» کـســـل لـیـگـی گـه یـولـوقـیـب و اوشـبـو شـکـر کـسـل لـیـگـی طـفـیـلـی 27 مـیـزان 1368 ش یـیـلـیـده وفـات قـیـلـگـن. اوشـبـو کـســل لـیـگ اسـتـاد نـیـنـگ شـعـرلـریـده هـم کـوریـنـیـب تـورگـنـدور. مـثـلاً:

بـحـــرف تـلـخ تـو هــــر ســاعــــــت آرزومـنـدم           مـریـض قـنـــدم و تـلـخـی کـنـون دوای مـنـســـت

اسـتـاد قـربـت 1326 ش دن تـا اولـوم پـیـتـیـگـه چـه کـابـل ده یـه شـه دی. امـا اوز یـورتـیـنـی ایـســتـن چـیـقـرمـه گـن و اوشـبـو فـکـرنـی قـویـده کـی شـعـر بـیـلـیـب آلـیـشـیـمـیـز مـمـکـن:

دم پـیـریـســـت نـمـا مـســکـن خـود در انـدخـوی             یـعــــنـی از د ســــــت مــــده خـــانـه آبـــا ئـی را

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 14:20  توسط امین الله ( قیومی )  | 

يک شهروند سنکده ولايت سمنگان می گويد چهارده سال پیش بعد از آنکه خانمش را در اثر يک بيمناشناخته از دست داد و نتوانست بار اين غم را تحمل کند، برای فرونشاندن اندوهش به خوردن سناری گ روی آورد.

صوفی عبدالرزاق، پيرمرد ۶۲ ساله، ساکن ولسوالی حضرت سلطان ولايت سمنگان، می گويد روزانه حداقل يک کيلوگرم سنگ آهکی را به همراه آب به جای غذا می خورد.

ادعا کرد ظرف چهارده سال گذشته توانسته از کنار تپه ها و کوه پايه ها، سنگ آهکی جمع آوری کند و حدود ۵ تن از اين سنگها را بخورد.

صوفی عبدالرزاق گفت سنگ خوری را زمانی آغاز کرد که در اثر يک بيماری ناشناخته حدود ۱۴سال پيش زنش را از دست داد.

او می گويد که خامش را خيلی دوست داشت و از او چهار فرزند دارد.

'هنوز هم رنج می برم'

آقای عبدالرزاق گفت: "هيچ فکر نمی کردم که زنم که از من جوانتر هم بود، اين قدر زود بميرد. او جور و تيار بود. خوب گپ می زد و مرا دوست داشت. يک روز مريض شد و چند ساعت بعد فوت کرد. هنوز هم از مرگش رنج می برم

عبدالرزاق پس از مرگ همسر محبوبش، حاضر نشد با کس ديگری ازدواج کند و از آن پس به بزرگ کردن فرزندانش پرداخت.

صوفی عبدالرزاق به کودکانش سنگ نمی خوراند. او می گويد که فرزندانش را خيلی دوست دارد و آنها را به مکتب فرستاده استاين شهروند ولايت سمنگان در مقابل دوربين خبرنگاران هم شروع به جويدن و خوردن سنگ کرد که در هنگام انجام اين کار، تمام بدنش می لرزيد.

اما صوفی رزاق گفت که خوردن سنگ برايش اصلا ناراحت کننده نيست و هيچ بيماری را سبب نشده است.

وی گفت: "من به لطف خداوند کريم و رحيم اين کار را می کنم و برايم عادت شده است."

مردمان آن خيلی سعی کرده اند عبدالرزاق را از سنگ خوردن بازدارند.

عبدالرزاق می گويد چند بار دلش می خواسته از خوردن سنگ دست بکشد، اما نتوانسته به تنهايی اين عادت را ترک کند

هيچ فکر نمی کردم که زنم که از من جوانتر هم بود، اين قدر زود بميرد. او جور و تيار (صحيح و سالم) بود. خوب گپ می زد و مرا دوست داشت. يک روز مريض شد و چند ساعت بعد فوت کرد. هنوز هم از مرگش رنج می برم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:16  توسط امین الله ( قیومی )  |